. . . وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ
« 1 » .
اين احتمال بسيار قوى خواهد بود كه يكى از رازهاى پشت پردهء تأكيد بر مجموعهاى از مفردات و تركيبات در قرآن كريم ، همين عنايت ويژهء صاحب قرآن به فرزندان جزيرة العرب و تمركز بر آنان است . همين نكته را مىتوان در تأكيد حضرت ابراهيم عليه السّلام نيز ملاحظه كرد .
نيز ، تأكيد بر مسألهء « وحى » و پرداختن به آن به شيوهاى خاص ؛ همچنين ، زبان عربى و اسلوب بيان عربى در قرآن اهميّتى ويژه دارد ، چنان كه در سورههاى كوتاه آخر قرآن مجيد مشاهده مىكنيم ، و ديگر كلمات و عبارات در سراسر قرآن .
در پرتو توضيح و توجيه براى هدف اساسى نزول قرآن ، نقش ديگر اهدافى را نيز كه پيش از اين برشمرديم ، در راستاى تحقّق اين هدف ، مىتوان دريافت ، و جايگاه هر يك از آن اهداف را نيز نسبت به اين هدف اصلى ، مىتوان ترسيم كرد ؛ و با توضيحى كه ذيلا خواهيم آورد ، ديگر جايى براى آن كه يكى از آن اهداف بخواهد هدف اساسى و محورى باشد ، نخواهد ماند .
اوّلا ، « انذار » و « تذكر » همانطور كه در قرآن كريم به عنوان هدف نزول قرآن ياد شدهاند ( چنان كه در برخى آيات بررسى كرديم ) ، به عنوان يكى از وظايف و مأموريتهاى پيامبران الهى نيز ياد شدهاند . انذار يك بخش از مأموريت پيامبران الهى را تشكيل مىدهد ، و يكى از ابعاد هدف نزول قرآن ، و راه و شيوهء اساسى براى تحقّق بخشيدن به عمليّات دگرگون سازى اجتماعى نيز هست .
وقتى ملاحظه مىكنيم كه انذار در كنار ديگر مسائلى كه قرآن و پيامبر عهدهدار آنند مطرح مىشود ، مطلب واضحتر مىگردد :
. . . قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ
« 2 » ؛ كه « موعظه » در كنار « شفا » و « هدايت » و « رحمت » آمده است .
هامش
( 1 ) محمّد / 38
( 2 ) يونس / 57