قرآن با حوادث و وقايع و سؤالات مخاطبان ؛ و اسلوب قرآن در كوتاه گفتن و ايجاز ؛ و در آميختن تابلوها و صحنههاى متعدّد ، مشاهده مىكنيم ، كه موجبات پيدايش بسيارى مطالعات قرآنى را فراهم ساخته است ؛ و ما از آن مجموعهء دانشها ، علم ناسخ و منسوخ ، علم محكم و متشابه ، علم مكّى و مدنى ، و بعضى ديگر دانشهاى قرآن را باز شناختيم .
از اين رو ، وقتى كه دست به مطالعهء « قصص قرآن » مىزنيم ، ناگزير ، بايد اين هدف كلّى قرآن را پيش روى خويش نهيم ، تا از طريق آن ، اسلوب و شيوهاى را كه قرآن كريم ، در جهت تحقّق بخشيدن به هدف بنيادين خود در پرتو قصّههاى قرآنى اتخّاذ كرده است ، دريابيم .
اهداف قصّه پردازى در قرآن كريم « 1 »
قصّهها در قرآن كريم عنوان شدهاند ، تا در كار دگرگونسازى فرد و جامعهء بشرى ، در همهء جنبههاى زندگانى او سهيم گردند . اينك ، بنگريم قصّه گويى در قرآن ، كدام يك از منظورهاى تعيين كننده در پيشبرد رسالت را هدف گرفته است ؟
در اين ارتباط ، چون نيك بررسى كنيم ، مىبينيم كه قصّههاى قرآنى تقريبا همهء آن منظورهاى اصلى را كه قرآن كريم به خاطر آنها آمده است ، در مضامين و اهداف خود در برگرفتهاند . « 2 » نظر به فراوانى اين منظورها و تنوّع آنها ، نيكو به نظر مىرسد كه در باب بيان منظورهاى قصّه گويى در قرآن ، بر منظورهاى مهمّ قرآن تكيه كنيم ، تا از طريق آنها اهميّت پرداختن به قصّه در قرآن كريم و فوايدى را كه بر آن مترتّب است ، باز شناسيم .
هامش
( 1 ) در باب منظورهاى قصّه ، ر . ك . التصوير الفنّى فى القرآن ، سيد قطب ( ص 141 - 120 ) ؛ نيز ر . ك . مجموعهء نظرات سيّد محمّد رشيد رضا در مواضع مختلف تفسير المنار .
( 2 ) اهداف ايراد قصّه در قرآن را مىتوان به دو قسم اصلى تقسيم كرد : اوّلا ، اهداف موضوعى ؛ مانند آن كه قرآن كريم از آن سوى ايراد قصّه ، در پى اثبات صحّت نبوّت ، يا اثبات وحدت رسالتهاى الهى ، يا شرح بعضى قوانين و سنّتهاى تاريخى كه بر مسير جامعهء انسانى حاكم است ، بوده باشد . ثانيا ، اهداف شخصى - تربيتى ؛ مانند آن كه قرآن كريم از آن سوى ايراد قصّه ، در پى تربيت كردن انسانها بر مبناى ايمان به غيب و تسليم در برابر حكمتهاى الهى ، يا التزام به اخلاق اسلامى يا عبرت گرفتن از سرگذشت گذشتگان و اقتدا به آنان ، بوده است .