تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
به كار رفته باشد . معناى مناسب اين آيات آن است كه مراد از « تأويل » هر چيز ، آن چيزى مىباشد كه مآل و منتهى اليه و مرجع آن چيز در خارج و در حقيقت است ، چنان كه ريشهء كلمه نيز خود بر اين معنا دلالت دارد ، و به همين جهت است كه « تأويل » گاه در ارتباط با رجوع به خدا و رسول ، و گاه در ارتباط با كتاب ( قرآن ) ، و گاه در ارتباط با خواب و رؤيا ، و گاه در ارتباط با سنجيدن با قسطاس مستقيم ، به كار رفته است . مراد از « تأويل » ، همان گونه كه پيش از اين ديديم ، در آيهء نخستين ، نيز كه در ارتباط با آيات متشابه مطرح شده و خداوند فرموده است :
. . . فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ . . .
« 1 » ، همين معناست . تأويل آيات متشابه هرگز به معناى بيان مدلول آنها و تفسير معانى لغوى آنها نيست . بلكه « تأويل » متشابهات قرآن عبارت از آن چيزى است كه آن معانى به آن باز مىگردد و منتهى مىشود . زيرا ، براى هر معناى عامّ كه عقل بخواهد آن را محدود و معيّن ، مجسّم گرداند ، و در قالب و صورت معيّنى قرار دهد ، آن صورت معيّن تأويل آن معناى عام خواهد بود . بر اين پايه ، معناى « تأويل » در اين آيه ، همان است كه ما بر آن نام « تفسير معنا » نهاديم . زيرا ، « الذين فى قلوبهم زيغ » ، كسانى كه كژىها و كاستىهايى در قلوب خويش دارند ، همواره ، در صدد آن بر مىآيند كه به قصد فتنه‌انگيزى صورت معيّنى براى مفاهيم آيات متشابه معيّن كنند ، و از آنجا كه معانى بسيارى از آيات متشابه در قرآن كريم ، به عوالم غيب مربوط مىشود ، كوشش در جهت محدود و مشخص كردن آن معانى و مجسّم ساختن آنها در قالبهاى ذهنى بخصوص ، كه مادّى يا هماهنگ و همخوان با هوى و رأى و خواست مؤوّل است ، پيوسته زمينهء خطر و فتنه مىباشد . از بيان اين مطلب ، دو نتيجه مىگيريم : نتيجهء اوّل ، اين كه كلمهء « تأويل » در قرآن به معناى « ما يؤول اليه الشىء » ، يعنى آن چيزى كه مآل و منتهى اليه يك شىء است ، آمده ، نه به معناى تفسير ؛ و به همين معنا نيز براى دلالت بر تفسير معنا ، و نه تفسير لفظ ، استخدام شده است ، يعنى براى مجسّم ساختن معناى عام در يك صورت و قالب ذهنى معيّن و مشخّص .
هامش
( 1 ) آل عمران / 7