تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
بسيار دقيق‌اند ، و از حوزهء حواسّ و احساس و زندگى عادى و معمولى كه انسان در آن به سر مىبرد ، سخت به دورند . مسايلى از قبيل : لوح ، قلم ، عرش ، ميزان ، ملك ، شيطان ، فرستادن آهن ( به آدميان ) ، بازگشت بشريّت به سوى خداوند ، خزاين ، ملكوت ، تسبيح گفتن همهء موجودات در آسمانها و زمين ، و ديگر موضوعات و مسايل اين چنين . حاصل مطلب اين كه ، حقيقت اهداف قرآن كريم و رسالت آن ايجاب مىكند كه فهم قرآن ساده باشد . از سوى ديگر ، بعضى موضوعات قرآن در برابر فهم انسان بسيار سرسختى مىكند ، و ذهن بشر در آنها سرگردان مىماند . حلّ اين تناقض ظاهرى ميان اين دو حقيقت ، تنها با تفكيك و تمايز بخشيدن ميان « تفسير لفظ » و « تفسير معنا » ممكن است . زيرا ، حقيقت اوّلى ، ناظر به اين است كه اهداف قرآن و رسالت آن ايجاب كند كه قرآن آسان فهم باشد . در همين حد كه كلامى باشد دلالت كننده بر معنايى ؛ يعنى ، بر حسب لفظ . قرآن با اين توصيف و در اين سطح ، آسان فهم است ، و استخراج معانى قرآن براى مردم امر ساده‌اى مىباشد . دشوارى و صعوبت كار در آنجاست كه بخواهيم صورتها و قالبهاى واقعى معانى و مفاهيم قرآن را مشخص سازيم . همهء آيات قرآنى كه آن موضوعات دشوار را در بر دارند ( همان موضوعاتى كه در توضيح حقيقت دوم به آنها اشاره كرديم ) از نظر لغت و زبان كاملا مفهوم‌اند ، و هيچ دشوارى در « تفسير لفظى » آنها نيست . هر چه دشوارى است ، در تفسير معناى لفظ ، پنهان است نه در تفسير خود لفظ . دليلش هم اين است كه آن موضوعات به عوالمى ارتباط دارند كه از عالم حسّ كه انسان در آن به سر مىبرد ، برترند ؛ بنابراين طبيعى است كه انسان وقتى بخواهد معناى آنها را در مصداقهاى معيّن و مشخّص محدود گرداند و مفهوم آنها را در ذهن خويش در قالب يك واقعيت بخصوص مجسّم سازد ، با دشواريهاى بسيارى روبه‌رو گردد . گاهى همين نكته مورد سؤال قرار مىگيرد كه چه ضرورتى وجود داشته است كه قرآن كريم به اين گونه معانى كه تفسيرش از عهدهء ذهن بشر ساخته نيست ، بپردازد ، و دشواريها و مشكلاتى را پيش بياورد كه از طرح و ايجاد آن مشكلات بىنياز است ؟ امّا واقعيت اين است كه قرآن كريم برايش مقتضى نبوده است كه از اين دشواريها و مشكلات برهد . زيرا ، قرآن ، به عنوان يك « كتاب دين » ، يكى از اهداف اصلىاش مرتبط