معناى هر آنچه خداوند از طريق وحى بر پيامبرش نازل فرموده است ؛ خواه قرآن بوده باشد يا چيز ديگرى .
بر اساس اين تفسير كلّى از مطلب ، بسيارى ديگر از جوانب مسأله نيز روشن مىگردد ؛ به طورى كه مىتوان رواياتى را كه در اين شبهه شاهد آورده شدهاند ، بر معنايى حمل كرد كه با اين توضيح كلّى از مطلب سازگار آيد . چنان كه علّامهء طباطبايى در برخى از اين روايات چنين عمل كرده است . « 1 »
علاوه بر اين ، برخى از اين روايات به نظر ما سندشان ضعيف است و احتجاج به آنها يا اعتماد بر آنها در برابر نصّ ثابت قرآن درست نيست .
شبههء دوم
مجموعهء بزرگى از روايات وارده از طريق اهل بيت عليهم السّلام بر وقوع تحريف در قرآن كريم دلالت دارند ؛ به گونهاى كه اين باور را براى ما بوجود مىآورد كه اين تحريف بر اثر شيوهء اتّخاذ شده در جمع قرآن كريم ، بوده ، يا تحت تأثير عوامل اتّفاقى ديگرى كه به اين تحريف منجر شده است .
در پاسخ اين شبهه بايد يادآور شويم كه به دو شيوهء عمده مىتوان با اين روايات متعدّد رو به رو گرديد :
شيوهء اوّل : گفتگو دربارهء اسناد و طرق اين روايات ؛ كه بسيارى از آنها از كتاب احمد بن محمّد بارى گرفته شده و علماى رجال بر فساد مذهب و انحراف وى اتّفاق نظر دارند ؛ « 2 » همچنين از كتاب على بن احمد كوفى ، كه علماى رجال او را دروغگو خواندهاند . « 3 »
بعضى از اين روايات نيز ، هر چند كه سندشان صحيح است ، امّا ، ارزش چندانى ندارند ؛ و لو اين كه مجموع اين روايات ممكن است به ما اطمينان بدهند - چنان كه آيت الله خويى گويد - بعضى از آنها از امام عليه السّلام صادر شده باشد .
هامش
( 1 ) الميزان فى تفسير القرآن .
( 2 ) جامع الرّواة ، 1 / 67
( 3 ) جامع الرّواة ، 1 / 553