و در انتظام مهام لشكر و كشور اهتمام افزود . كارگزاران حضرت به رتق و فتق امورات آن حدود پرداختند و شجاع السلطنه را در معنى معزول ساختند . صاحبقران گيتى ستان ، نواب حسنعلى ميرزا را احضار و آقا محمد كريم پيشخدمت را روانه بهجهت اين كار فرموده بود . چون حضرت نايب السلطنه تصور فرمود كه شايد نواب شجاع السلطنه به توهم محاصرهء يزد از مؤاخذهء خاقانى انديشهمند شود و به اختيار خود به دار الخلافه نرود لهذا يك فوج قراول با محمد زمان خان دولوى قاجار و دو صد سوار به همراهى نواب حسنعلى ميرزا روانه فرموده او را با احترام به دار الخلافه آوردند .
مير حسن خان طالش كه سابقا به اولياى دولت روسيه التجا داشت و برحسب شرايط عهدنامه او را رد كردند در هنگام فرصت در اركوان و لنكران تسلط بههم رسانيده بالاخره به دفع او پرداختند و فرارا به طهران آمده به مرض استسقا درگذشت . « 1 »
پلنگ توش خان برادر صيد محمد خان كلاتى بعد از برادر با اللهقلى توره ، خان خوارزم ، سازشى كرده با جمعى به تاختوتاز خراسان آمده در دست سپاه نواب احمد على ميرزا گرفتار شده از در اطاعت و صداقت درآمده به ملازمت پرداخت .
خاقان صاحبقران بعد از زيارت معصومهء قم به چمن كمره نزول فرموده شاهزادگان اطراف به حضور آمدند و پس از انتظام امورات عراق مرخص و روانهء ولايات خود شدند .
در چهار ساعتى شب يكشنبه ششم شهر صفر المظفر اين سال خجسته منوال از شاهزادهء معظم و اميرزادهء مكرم نواب مستطاب محمد ميرزا فرزند ارجمند نواب مستطاب نايب السلطنة العلية العاليه عباس ميرزا فرزندى ارجمند متولد گرديد و نام نامى آن حضرت را « ناصر الدين ميرزا » « 2 » نهادند .
و هم در اين سال حكيم محقق ملا على نورى در اصفهان به رحلت حق پيوست .
هامش
( 1 ) - حسن خان طالش كه گاهى با روسيه مىساخت و گاهى با عباس ميرزا نرد محبت مىباخت و « اسبق المجاهدين » لقب يافته بود پس از آنكه طالش طبق عهدنامهء تركمانچاى به روسها تعلق گرفت وى به اميد حكومت منطقه ، باز پيش پاسكيويچ رفت و پناه گزيد . اما سردار روس برطبق قرارداد او را به ايران فرستاد ولى وى چندى بعد جمعيتى فراهم آورد و باز در طالش متمكن شد و پاسكيويچ كه بهتنهائى جنگ با وى را مصلحت نمىديد از عباس ميرزا خواست كه به دفع و رفع او پردازد . وى نيز چنين كرد و پاسكيويچ هم دو هنگ روسى بر سر او فرستاد . حسن خان بالاجبار به ايران گريخت و در تهران مقيم شد و اندكى بعد درگذشت .
( 2 ) - يعنى همان ناصر الدين شاه قاجار .