تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
اوجان از فر ورود خاقان صاحبقران مفاخرت گزيد . ينارال رديشچوف سردار روسيه از ورود لشكر جرار شاهنشاه قاجار به چمن اوجان مطلع آمد . در اين اثنا به وى خبر رسيد كه ناپلئون پادشاه بزرگ فرانسه با پادشاه روس مصادقت را ترك و منازعه و مخاصمه را برگ ساخته و اكثر بلاد روس را به تسخير در آورده . لهذا معتمدى به نزد سر گور اوزلى بارونت ايلچى دولت انگليس فرستاده طالب اصلاح با دولت ايران گرديد . به توسط ميرزا شفيع صدر اعظم قرار بر مصالحه رفت و ميرزا ابو الحسن خان شيرازى به خواهش ايلچيان به قراباغ مأمور گرديد و در چمن گلستان اجتماع سفيران شده معاهدهء ميمونه « 1 » اتمام و انجام پذيرفت و حدود و سنور و ثغور ممالك معين و مسطور آمد . بعد از انجام امر مصالحه فرستادگان اطراف مراجعت نمودند . و در اين سال يوسف خواجهء كاشغرى از نو استعدادى كرده عزيمت استراباد نمود و با بيست هزار سوار با نواب شاهزاده محمد قلى ميرزا در لب رود گرگان مصاف برآراست و در حملهء نخست بر لشكر او غالب گشت و جمعى را به رود گرگان انداخت . ناگاه مردى از گرايلى سينهء يوسف خواجه را نشان گلوله و آماج مهرهء آتشين تفنگ نمود ، تير بر هدف آمد و يوسف خواجه درگذشت و لشكر شاهنشاهى با فتح و فيروزى بازگشتند . نواب شاهزاده محمد ولى ميرزا والى خراسان كه مدت دوازده سال در كمال استقلال به انتظام آن بلاد اشتغال داشت و لواى عدل و داد برمىافراشت ، در اين سال قبل از خبر مصالحهء روسيه ، خوانين خراسان با يكديگر در خلاف او پيمان بستند و ايلخيان او را كه در چناران بود بغارتيدند و بالاتفاق قصد نهب حوالى طوس كردند . نواب محمد ولى ميرزا ، اسحاق خان قرائى را با خود صديق پنداشته و با خوانين ، مخالف انگاشته به تدبير اين امر احضار به مشهد مقدس فرمود . در روز ورود او محمد خان نايب قاجار و ميرزا رضا قلى وزيران سركار را به استقبال او فرستاد . او هردو را بگرفته و بر قلعه و شهر مستولى شد و همگى خوانين خراسان را على التفصيل به شهر آورد و اظهار رياست نمود . آنان سر فرود نياورده بيرون شدند . اسحاق خان لابد نواب محمد ولى ميرزا والى خراسان را كه در زاويهء عزلت آرميده بود به درآورده اظهار ندامت و مخالصت نمود و در روز عيد فطر نواب و الا را بر مسند ايالت نشانيد و كوس شاديانهء اظهار خدمت خويش و اسباب مخالفت خوانين را به خاقان صاحبقران عرضه داشت . فرستادهء او در منزل قشلاق شرفياب
هامش
( 1 ) - غرض از معاهدهء ميمونه همان معاهدهء گلستان است .