به برادران او حكم كرد كه راه او را سد نمودند . بعد از زحمت بسيار بهطرف ايران آمده به مسقط « 1 » رسيد . شاه سليمان او را به اصفهان خواند . « 2 »
سال هزار و هفتاد و نهم
راجه سيوا به لباس درويشى و گدائى از بلد خود بيرون رفته خود را به عبد اللّه قطب شاه رسانيده با يكديگر در معاونت و موافقت معاهده كردند و سيوا او را بفريفت .
سال هزار و هشتادم
عالمگير پادشاه هند از فرار راجه سيوا مطلع شده در اطراف به گرفتن او حكم داد .
سال هزار و هشتاد و يكم
محمد اكبرين عالمگير كه بر پدر طغيان كرده و مغلوب شده [ بود ] به جانب ايران آمده از شاه سليمان تعظيم يافت و در عمارت چهل ستون منزل گرفت .
سال هزار و هشتاد و دويم
راجه سيوا به اعانت عبد اللّه قطب شاه دوازده قلعه از قلعجات عبد اللّه را كه سلاطين نظام شاهيه تصرف كرده بودند به تصرف خود درآورده و به كسان عبد اللّه واگذاشت .
سال هزار و هشتاد و سيم
محمد اكبر پسر شاه عالمگير هندى كه به اصفهان آمده بود از اعانت شاه سليمان صفوى به خود مأيوس شده رخصت زيارت مشهد مقدس بخواست .
و عبد اللّه قطب شاه بمرد و ابو الحسن بجايش بماند .
سال هزار و هشتاد و چهارم
راجه سيوا بعد از تسخير قلعجات مذكوره در راجكده مقر خود دم از استقلال و
هامش
( 1 ) - مسقط بندر و شهرى است در عمان به جانب بنادر فارس و معروف است ( ر . ه ) .
( 2 ) - مكاتبات پادشاه ايران با او در دست است ( اسناد و مكاتبات سياسى ايران ، ص 286 تا 293 ) .