سال هزار و هفتاد و چهارم
راجه سيوا كه هزيمت يافته بود ديگرباره بر بلاد و ديار خود مستقل شد و عالمگير مجددا سپاه بر سر او فرستاد .
سال هزار و هفتاد و پنجم
راجه سيوا ناچار به اطاعت عالمگير تن در داد و مطيع شد و نوازش و تشريف ديد .
و از جانب عادل شاه دكنى ايلچى به حضور عالمگير در رسيد .
و شيخ نجيب الدين رضاى عارف شاعر از مشايخ اصفهان جامه گذاشت .
سال هزار و هفتاد و ششم
شاه جهان غازى « 1 » پدر عالمگير وفات يافت . و سپاه عالمگير با عادل شاه دكنى ديگر بار به منازعه و محاربه درافتادند .
سال هزار و هفتاد و هفتم
شاه عباس صفوى ثانى ارادهء خراسان كرد و به مازندران شد .
و محمد داراشكوه پسر بزرگ شاه جهان كه از عالمگير اورنگ زيب مغلوب و منهزم بود و از هندوستان عزيمت ايران داشت امراى عالمگير بر او غالب گرديده او را گرفته نزد عالمگير بردند و بعدها رشتهء حياتش گسيخته شد .
و شاه عباس در دامغان به رحمت ايزد منان پيوست و جسدش را به قم نقل كردند .
مدت دولتش بيست و پنج سال و كسرى بوده . « 2 »
سال هزار و هفتاد و هشتم
صفى ميرزا ولد شاه عباس را « شاه سليمان » خواندند و به سلطنت نشاندند .
و محمد اكبر بن عالمگير از پدر رنجيده در ديار هند سرگردان مىگشت و عالمگير
هامش
( 1 ) - شاه جهان فرمانرواى هند و بنيانگذار تاج محل . او اين بنا را به يادبود همسر بزرگوار خويش ارجمند بانو ملقب به مهد عليا ممتاز محل بنا نهاد . گور شاه جهان نيز در كنار همسرش است .
( 2 ) - درخصوص شاه عباس ثانى رجوع شود به عباسنامهء وحيد قزوينى ( طبع و تصحيح ابراهيم دهگان ، اراك و اسناد و مكاتبات سياسى ايران از 1038 تا 1105 دكتر عبد الحسين نوائى ) .