عبد العزيز خان پادشاه تركستان ، ملك را از پدرش ندر محمد خان گرفته ، ندر محمد ، پناه به دولت پادشاه هندوستان برده لشكر هندوستان و سالاران شاه جهانى به بلخ آمده مسخر نمودند و به تصرف ندر محمد خان نيز ندادند . و ندر محمد خان به مرو آمده التجا به دولت صفويه آورده شاه عباس او را طلب فرموده به اصفهان رسيد . شاه ، خان را دو فرسنگ استقبال و پس از اتمام اكرام و اعزاز ، لشكر به او داده به فتح بلخ فرستاد . لشكر جغتاى كه از قبل شاه هند ، بلخ را متصرف بودند خالى نموده به هندوستان فرار نمودند و ندر محمد خان ديگر [ باره ] بر بلخ استيلا يافت .
سال هزار و پنجاه و ششم
شاه عباس ارادهء تسخير قندهار كرده ايلچى پادشاه روس و پادشاه هند به نزد شاه عباس آمدند .
سال هزار و پنجاه و هفتم
شاه جهان اراده نمود كه پسر خود را با سپاه به تسخير قندهار و آن سامان مأمور كند . عريضهء معذرت از ندر محمد خان رسيد و موقوف گرديد و به صوبهدارى كشمير مأمور ساخت و خود از كابل به پنجاب به عزم دهلى رفت . و اسلام خان صوبهدار دكن درگذشت و بلخ را به ندر محمد خان واگذاشتند . و اورنگ زيب را به دهلى احضار نمودند .
و در اين سال شاه جهان آباد به اتمام رسيد .
عبد العزيز خان باز بر سر ندر محمد خان رفته و شاه جهان او را مدد فرستاد .
سال هزار و پنجاه و هشتم
از خراسان به هندوستان خبر رسيد كه شاه عباس صفوى اراده دارد كه در فصل زمستان بر سر قندهار آيد و مفتوح كند . شاه جهان پسرش اورنگ زيب را با صد و سى نفر از امراى خود بر جنود هنود سردار كرده مأمور به رفتن قندهار و نظم آن ديار نمود .
و سلطان محمد رابع بن سلطان ابراهيم در اين سال به سلطنت روم نشست و سى و دو سال سلطنتش امتداد يافت .
سال هزار و پنجاه و نهم
شاه عباس حركت به جانب خراسان كرده لشكرهاى اطراف به اردو ملحق شدند . و از