فتح بن عنبر والى دكن اطاعت نمود .
و شاه صفى صفوى بسيارى از سلسلهء صفويه و امراء و وزراى خود را مقتول و مكحول و معزول نمود كه امامقلى خان حاكم فارس و پسرش از آن جمله بودند .
سال هزار و چهل و سيم
شاه جهان به كشمير رفت .
و داود خان برادر امامقلى خان كه از جانب شاه صفى بيگلربيگى قراباغ بود با دولت صفويه مخالفت نموده با والى گرجستان معاهده كرده او را به گنجه آورده بغارتيدند . شاه صفى به قزوين رفته سردار تعيين كرده و بعد از نظم آن سامان خود به تبريز آمده از آنجا به وان و پس از مقابله و مقاتله با عساكر روميه مظفر و منصور به تبريز بازآمد .
سال هزار و چهل و چهارم
سلطان مراد رومى ، ايروان را به تصرف درآورده عزيمت تبريز كرد .
و شاه صفى از قزوين به ابهر رفته رستم خان را مأمور به جنگ سلطان مراد فرمود و خود در قراجه داغ برآسود . سلطان مراد به حوالى تبريز آمده چند روزى وقوف و صلاح كار در رجعت ديده از شروان به روم واگشت . شاه صفى به تبريز آمده سكونت جست .
سال هزار و چهل و پنجم
شاه صفى بر سر ايروان رفته پس از دو ماه ايروان را از اروميه استرداد فرموده كلبعلى - خان حاكم لار را در آنجا استقرار بخشيده خود به اردبيل مراجعت فرمود .
و خان احمد خان اردلانى عاصى شده پناه به دولت عثمانى آورده با لشكرى برگشته با قوللر آقاسى شاه صفى محاربه درپيوسته ظفرنيافته شكسته به روم واگشت و هم در آنجا درگذشت .
و شاه صفى به مقر خود اصفهان درآمد .
سال هزار و چهل و ششم
ايلچى پادشاه هند به ايران آمده از شاه صفى احترام ديد و با هداياى شاهى به هند