( * * ) 633 / 1235 عبد الوحيد بن ادريس اوّل ملقب به رشيد
( * * ) 640 / 1242 على بن ادريس اوّل ، ابو الحسن ملقب به سعيد
( * * ) 646 / 1248 عمر بن اسحاق ، ابو حفص ملقب به مرتضى
( * * ) 665 - 668 / 1266 - 1269 ادريس دوّم ابن محمّد ، ابو العلى ابو دبّوس ملقب به واثق تا نيمهء قرن هفتم / سيزدهم مسيحيان تمام زمينلاد اسپانيا به استثناى غرناطه را گرفتند و سرزمينهاى موحدون در شمال افريقا ميان حفصيّان ، بنى عبد الواديد و مرينىها تقسيم شد .
موحدون ( قائلان به توحيد و يكتايى خداوند ) نمايندهء يك اعتراض فكرى و كلامى عليه محافظهكارى و قشرىگرى مذهب مالكى كه در شمال افريقا سلطه داشت و عليه سهلانگارىهاى اجتماعى در زندگى در دورهء متأخر حكومت مرابطون بود ( بنگريد به شمارهء 14 ) . پايهگذار اين جنبش ابن تومرت ، از بربرهاى مصموده بود كه در شرق تحصيل علم كرده بود و نظريات زهدآميز و اصلاحطلبانهاى پيدا كرده بود . او وقتى به مراكش بازگشت ، در سال 515 / 1121 پيروانش او را مهدى ، يعنى آن پيشواى مسيحايى مؤيد من عند الهى كه مىبايست اسلام حقيقى و جهانى را احياء و به پيروزى برساند ، اعلام كردند . وى براى پيروان بربر خود در جنوب مراكش كتابهايى دربارهء اصول عقايد اسلامى و ديگر آثار كلامى و شريعى به زبان خودشان نوشت و بهاين ترتيب ، شايد يك جنبه از رسالت او بيان احساسات و دريافتهاى دينى بربرهاى كوهنشين در مقابل نظريات اصولا شهرى فقهاى مالكى كه ستون فقرات قدرت دينى مرابطون محسوب مىشدند بود . پس از مرگ ابن تومرت ، نايب او عبد المؤمن زمام امور نهضت را به دست گرفت . وى جنگ عليه مرابطون را ادامه داد و به تدريج همهء مراكش را از دست آنها بيرون آورد و بعد از 542 / 1147 پايتخت مرابطون را پايتخت خود قرار داد .
در اسپانيا ، بعد از سقوط مرابطون خلاء قدرت پيدا شد ، در نتيجه عدهاى از جماعات محلى از ملوك الطوايف قرن پيشين از نو مثلا در بلنسيه ، قرطبه ، مرسيه و مرتله سر بلند كردند ( بنگريد به شمارهء 5 ، طوايف شمارهء 11 ، 15 ، 18 ) . پس از آن ، عبد المؤمن لشكرى به اسپانيا فرستاد و ديرى نگذاشت كه قسمت اعظم سرزمينهايى را كه در تملك مسلمانان بود گرفت . بهاين ترتيب ، يك مملكت موحد نيرومندى كه پايتختش در اشبيليه بود در دو
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٩٩