منطقهء اوده بخشى از دشت بزرگ گنگ بود و شامل آنچه اكنون ناحيهء مركزى استان اوتارپرادرش را به وجود مىآورد ، مىشد ؛ و در واقع همان « مدهيا دشه » يعنى « زمبن ميانه » روزگار حماسى هندوان است . در دورهء اسلامى شهرهاى عمدهء آن لكهنو و كانپور بود .
زوال امپراتورى گوركانى بعد از مرگ اورنگ زيب در 1118 / 1707 به سعادت خان و جانشينان او كه اصلا از خراسان از شرق ايران ، برآمده بودند رخصت داد كه به عنوان نوابها و حكمرانان ، عملا استقلال پيدا كنند ، هرچند درست تا پايان كار از جنبهء نظرى خويشتن را دستنشاندهء سلطانهاى گوركانى دهلى مىدانستند و بدين اذعان داشتند . در قرن دوازدهم / هيجدهم ، اوده در چشم بريتانياييها اهميتى سوق الجيشى داشت و آنها آنجا را به مثابهء حامل و مانعى مىدانستند كه از تجاوز اقوام مراتها از ناحيه غرب و جنوب جلوگيرى مىكند . پس از 1178 / 1764 اوده خواه و ناخواه به اتحادى با كمپانى هند شرقى كه پايگاهش در بنگاله بود ، كشانده شد . بههرحال تا آغاز قرن سيزدهم / نوزدهم اوده را از همه سوى جز از جانب مرز شماليش با نپال ، سرزمينهاى بريتانيا در ميان گرفته بود . يكى از شرايط عهدنامهء مورخ 1801 كه با اوده بسته شد ، ايجاد يك حكومت سالم بود ، به همين دليل لرد دالهوزى ، فرماندار كل هند ، واجد على را در 1272 / 1856 مغرول كرد و به حكومت نواب - وزيران اوده پايان داد . وحشت و ترسى كه از الحاق اوده به حكومت بريتانيا پديد آمد ، يكى از عوامل عمده و مؤثر در شورش سپاهيان بود كه در 1857 - 1858 درگرفت .
اوده در زمان حكمرانان محلى و بخصوص پايتخت آن لكهنو با محافل درباريش شاهد شكوفا شدن مذهب شيعه ، ادبيات اردو و معمارى هند و اسلامى بود و هنوز هم اين شهر يكى از مراكز مهم تشيع در شمال هند است .
كتابشناسى
- زامباور ، 302 .
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم ، « اوده » ( سى . كالين ديويس ) ، « برهان الملك » ( ا . س . بزمى انصارى ) ، « كانپور » ( ك . ا . باسورث ) ، « لكهنو » ( عبدس سبحان ) .
- G . P . Taylor , " The Coins Awadh " , JASB , new Series , 8 ( 1912 ) , Numismatic Suppl . 249 - 74 .