تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
امپراتوران گوركانى هند تا پايان قرن يازدهم / هفدهم همهء سرزمين‌هاى سلطان‌نشينها يا سلطنت‌هاى جنوب هند را ( بنگريد به شماره‌هاى 164 - 168 ) جذب امپراتورى خود كرده بودند . اكنون تمام دكن ، به استثناى بخش‌هايى از آن‌كه به تصرف مراتها درآمده بود ، به ايالت پهناور واحدى تبديل شد كه زير حكم يك صوبه‌دار قرار داشت . در اغتشاشات و زوالى كه بعد از مرگ اورنگ زيب در 1118 / 1707 در امپراتورى گوركانى روى داد ، چين قلچ خان در 1132 / 1720 صوبه‌دار يا حكمران دكن شد و ديرى نگذشت كه در پايتخت پيشين قطب‌شاهيان حيدرآباد استقلال يافت . محمد شاه امپراتور گوركانى ، به وى لقب آسف جاه نيز اعطا كرد و از اين پس ، همهء اعضاى خاندان چين قلچ خان اين لقب را با عنوان نظام كه از لقب افتخارى او نظام الملك گرفته شده بود به كار مىبردند . دولت حيدرآباد كه تا اوايل قرن سيزدهم / نوزدهم از هرسو در ميان مستملكات بريتانيايىها قرار گرفته بود ، با بريتانيا از در اتحاد درآمد ، هرچند نظاميان آنجا همچنان از امپراتوران پوشالى گوركانى اسما متابعت مىكردند و سكه‌هاى آنها تا از ميان رفتن كامل امپراتورى اين را به خوبى نشان مىدهد ( 274 / 1858 ) ( بنگريد به شماره 175 ) و قبول متابعت از حكومت بريتانيا عملا تا 1926 علنا صورت نگرفت . در زمان جدايى هند در سال 1947 ، دولت نظامها مايل به الحاق به پاكستان بودند ، اما به زور ضميمهء اتحاديه ايالات هند شدند ( 1948 ) و حكمرانى نظامان خاتمه يافت .

كتابشناسى

- زامباور ، 303 . - دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم « حيدرآباد ، ب . دولت حيدرآباد » ( جى . بورتن . پيج ) .
- R . C . Majumdar ( ed . ) , The History and culture of the Indian People . VIII . The Maharth Supeemacy , Ch . 12 .