( * * ) 1006 / 1598 عبد المؤمن بن عبد اللّه دوم
( * * ) 1006 - 1007 / 1598 - 1599 پير محمد دوم ابن سليمان بن جانى بگ
1007 / 1599 در بخارا طغا تيموريان يا جانيون از اعقاب خانهاى حاجى طرخان روى كار مىآيند .
هنگامى كه توقتمش ( توختمش ) و اردوى سفيد او به سمت مغرب كوچ كردند و با اردوى زرين در جنوب روسيه متحد شدند ، سيبريه غربى به دست اعقاب جوانترين پسر جوچى ، شيبان افتاد . بعدا اينان به شيبانيان معروف شدند ( شيبان صورت عربى شدهء نام مغولى آنها
Shiban
است كه اين سلسله بدان اميد كه پيوندى ساختگى با قبيلهء شيبان از اعراب بكرى پيدا كنند ، بر خود نهادند ) . يك شاخه از شيبانيان به نام خانهاى توره يا تومن ( تيومن ) تا اواخر قرن دهم / شانزدهم در سيبريه باقى ماندند و سپس از ميان رفتند . بيشتر اردوى شيبان به ماوراء النهر كوچيدند و در آنجا اعضاى آن به اوزبكان نامبردار شدند ( از قرار معلوم به نام خان معروف اردوى زرين محمد اوزبك ، 713 - 742 / 1313 - 1341 ) ( بنگريد به شمارهء 134 ) و اينان نياكان بيشتر ساكنان بومى جمهورى اوزبكستان هستند .
ابو الخير خوارزم شمالى را گرفت و بر تيموريان ( بنگريد به شماره 144 ) در ماوراء النهر تاخت اما موفقيتى به دست نياورد ، اما نوهء او محمد ماوراء النهر را تا 906 / 1500 از آخرين امراى تيمور گرفت و به طور موقت خراسان را نيز فتح كرد . اما شاه اسماعيل صفوى ( بنگريد به شمارهء 148 ) آنجا را از اوزبكها بازپس گرفت . در بيشتر قرن دهم / شانزدهم جنگ شيبانيان سنىمذهب با صفويان شيعىمذهب ايران ادامه داشت و كشورهاى سنىمذهب ديگر چون عثمانيها و مغولان هند خواهان اتحاد با شيبانيها بودند . خانات شيبانى در واقع اتحاديهء خانوادگى سستى را به وجود مىآورد كه از تيولهاى قدرتمندى كه خانهاى بزرگ حاكم در ميان اعضاى جوانتر خاندان تقسيم كرده بودند ، تشكيل شده بود . مراكز اين تيولها ، بلخ ، بخارا ، تاشكند و سمرقند بود و اين مركزهاى محلى ، وقتى دارندگان آنها ارتقاء مرتبه مىيافتند و به عنوان خان بزرگ شناخته مىشدند ، پايتخت كل خانات مىشدند .
قدرت ابو الخيريان در زمان حكمرانى عبد اللّه دوم ابن اسكندر به اوج خود رسيد كه نزديك به چهل سال حكمران واقعى خانات بود و در زمان او ماوراء النهر در زمينهء