بود و نخستين امراى ايلخانى نسبت به مسيحيت و دين بودايى نظرى كاملا مساعد داشتند .
ايلخانيان به خوبى در برابر دشمنان خارجى پايدارى كردند ، اما بعد از مرگ قوبيلاى يا قوبيلاى قاآن در 693 / 1294 ارتباط آنان با خانهاى بزرگ در چين سست گرديد ، خاصه آنكه فشار و نفوذ فرهنگى و دينى محيط ايران باعث شد كه غازان خان و جانشينان او به دين اسلام بگروند ( البته ، احمد تكودار ايلخان پيش از او نيز كه حكومتى كوتاه داشت ، به دين اسلام گرويده بود ) . ابو سعيد آخرين حكمران بزرگ ايلخانى بود .
وى در 723 / 1323 با مماليك مصر از در آشتى درآمد و به اين ترتيب به جنگ ميان دو دولت بر سر شام پايان داد . اما روابط خصمانه ايلخانيان با اردوى زرين بر سر ناحيهء قفقاز در تمام دوران حكمرانى ابو سعيد ادامه داشت . بدبختانه ابو سعيد بدون جانشين و در واقع ، بدون خويشاوند نزديكى كه بتواند جاى او را بگيرد ، درگذشت . ازاينرو ، بيست سال بعد از مرگ او پر است از به تخت نشستن پىدرپى خانهاى سپنجى كه دست نشاندهء امراى متخاصم چوپانى و جلايرى بودند ، تا اينكه بالاخره دولت ايلخانيان به كلى از هم پاشيد و سلسلههاى محلى در سراسر ايران جانشين آن شدند . اين امير تيمور لنگ بود كه بار ديگر تمام سرزمين ايران را تحت يك حكومت درآورد .
با وجود جنگ و نابسامانىهاى داخلى ، دوره ايلخانيان از دورههاى پررونق تاريخ ايران است و پس از گرويدن غازان خان به دين اسلام ، سعى بر آن بود كه اختلافات طبقهء نظامى و حكمران ترك و مغول و رعاياى ايرانى آنها از ميان برداشته شود . تبريز و مراغه كه پايتخت ايلخانيان بود مركز دانش و علم گشت و بخصوص تاريخنگارى و نجوم و علوم طبيعى مورد توجه قرار گرفت . بعد از 707 / 1307 اولجايتو پايتخت جديدى در سلطانيهء نزديك قزوين پىافگند و هنرمندان و صنعتگران و معماران را تشويق كرد ، و در نتيجه سبك خاص و متمايز ايلخانى در معمارى و نقاشى اسلامى پديد آمد . نظريات جهانوطنى مغولان ، ارتباط آنها با فرهنگهاى كهن چون فرهنگ چينى ، تأثيرات فكرى ، بازرگانى و هنرى تازهاى در دنياى ايرانى داشت . در شهر تبريز ماندگاههايى براى بازرگانان ايتاليايى پديد آمد و مملكت ايلخانى نقش ارتباطى مهمى در بازرگانى با شرق دور و هند بازى كرد .
كتابشناسى
- لين - پول ، 217 - 221 ؛ زامباور ، 244 - 245 ؛ البوم ، 45 - 48 .