امپراتوران سلسلهء چين را در 1215 غارت كرد و پايههاى سلطنت آنها را متزلزل ساخت .
سپس روى به جانب مغرب نهاد و با حمله به سميرچاى در 1218 هممرز سرزمينهاى اسلامى خوارزمشاهيان گشت ( بنگريد به شمارهء 89 ، 4 ) . تا آنزمان ، روابط صلحآميز سياسى ميان دو قدرت برقرار بود ، اما وقتى در 615 / 1218 حكمران خوارزمشاهيان در اترار واقع در ساحل سيردريا فرستادگان چنگيز و تمامى يك كاروان از بازرگانان مسلمان همراه آنها را قتلعام كرد ، اين كار ، هجوم و يورش مغولان را به سرزمينهاى اسلامى تسريع كرد . در 616 - 617 / 1219 - 1220 ماوراء النهر تسخير شد ؛ پسر چنگيز ، تولوى ، به خراسان گسيل گشت و وى پس از يك شكست موقتى در ناحيهء پروان افغانستان ، آخرين پادشاه خوارزمشاهى ، سلطان جلال الدين را به هندوستان تاراند ( 618 / 1221 ) .
در اين ميان ، دو پسر ديگر چنگيز ، جوجى و جغتاى در منطقهء سفلاى سيردريا ( سيحون ) و خوارزم به عمليات جنگى مشغول بودند و موطن خوارزمشاهان را ويران ساختند و سلطان جلال الدين خوارزمشاه در آخرين سالهاى زندگيش دائم در حال فرار از ايالتى به ايالت ديگر بود و از ترس سپاهيان به سوى مغرب مىگريخت .
رسم رؤساى مغول آن بود كه سرزمينهاى خود را ميان اعضاى خانوادهء خويش قسمت مىكردند و چنگيز نيز قبل از مرگش در 624 / 1227 ، همين كار را كرد و به هر يك از پسران خود مرتع و چراگاهى ( يورت يا ننتق ) براى اتباع و گله و احشامشان داد .
سرزمينهايى كه مغولان تصرف كرده بودند وسيعتر از آن بود كه بتوان با يك دولت مركزى آن را اداره كرد و مغولان از نظر سياسى و ادارى مردمى كاملا ناآگاه و جاهل بودند . زبان مغولى تا اينزمان به كتابت درنيامده بود ، ازاينرو ، ناگزير مىبايست دستگاهى ادارى براى سرزمينهاى فتحشده ، حتى اگر براى جمعآورى ماليات و خراج براى خانها هم مىبود ، تدارك ديد . بنابراين ، طبقات ادارى اين سرزمينها ، يعنى دبيران ختنى ، اويغورى ، چينى و ايرانى به كار گرفته شدند و بويژه دبيران ترك اويغور بودايى كه بيتكچى خوانده مىشدند در اين ميان شهرت داشتند . اين از نوشتههاى دو تن از مورخان ايرانى كه در خدمت مغولان بودند ، يعنى رشيد الدين فضل اللّه و عطا ملك جوينى است كه ما بيشتر اطلاعات خود را در باب مغولان اوليه و تاريخ آنها گرفتهايم .
بنابر نوشتههاى اين مورخان ، سرزمينهاى چنگيز به شرح زير ميان چهار پسرش تقسيم شد :
1 ) جوچى ، بزرگترين پسر چنگيز در واقع پيش از مرگ پدر درگذشت ، اما ميراث او به پسرش باتو رسيد . سهم او سيبريهء غربى و دشت قبچاق تا روسيهء جنوبى بود و خوارزم را
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 468
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٤٦٨