دست به حمله و تهاجم زدند ، جلو نفوذ فاطميان شام و جزيره را گرفتند و سلسلههاى كوچكى را كه تمايلات شيعى داشتند ، چون بنى عقيل ( بنگريد به شمارهء 38 ) از ميان برداشتند و حكمرانان ترك قابل اعتمادى از جانب خود در شام منصوب كردند . در آناطوليا يا آسياى صغير پيروزى البارسلان بر رومانوس ديوگنس ، امپراتور بيزانس ، در ملازگرد در سال 463 / 1071 دروازههاى آن سرزمين را به روى يورشهاى تركان گشود .
اين تهاجمات مكرر ، بنيان و اساس دولتهاى مختلف ترك را ، مانند سلسلهء سلجوقيان در قونيه ، در آن ديار گذاشت ( بنگريد به فصل دوازدهم ) . برادر ملكشاه ، تتش و پسران و نوههاى تتش سلسلهء كوچك و كوتاهمدتى در حلب و دمشق تأسيس كردند . سپاهيان سلجوقى حتى به داخل شبه جزيرهء عربستان نفوذ كردند و تا يمن و بحرين پيش رفتند . در كرمان قاورد ، سلسلهاى محلى بنيان نهادند كه يك قرن و نيم دوام آورد و سرانجام ، به دست تركان غز كه از خراسان به كرمان تاختند و آنجا را در ح 584 / 1186 گرفتند ، برافتاد . در آن اوان ، از جنبهء فرهنگى و فكرى نيز برنامهء تأسيس مدارس و نظاميهها براى تدريس و تعليم علوم اسلامى مطابق مذاهب اهل سنت در ايران و عراق شتاب گرفت و تشويق سلاطين سلجوقى و خدمتگزاران آنها علما و دانشمندان را به پرداختن تركيبى از الهيات سنتى و مطالعات فقهى با روحيهء آزادمنشتر تصوف برانگيخت كه نمونههاى آن را در زندگى و آثار دانشمندانى چون عبد الكريم قشيرى ( فت 465 / 1072 ) و امام محمّد غزالى ( فت 505 / 1111 ) مىتوان ديد .
در دولتى مانند دولت سلجوقيان بزرگ كه انديشه قديمى پدرشاهى در مورد حكومت و تقسيم سرزمينها در ميان اعضاى مختلف سلسله هنوز شيوع داشت ، هرگاه سلطهء قدرت مركزى اندكى سستى مىگرفت تمايلات تفرقهخواهى و گريز از سلطهء قدرت مركزى پديدار مىشد . پس از مرگ ملكشاه ، سلجوقيان عراق و ايران بر اثر اختلافات و نفاقهاى داخلى متزلزل گشتند ، هرچند در خراسان كه سلطان سنجر ، پسر ملكشاه ، ابتدا به عنوان حكمران و سپس سلطان ، مدت شصت سال زمام امور را در دست داشت ، هنوز دولت سلجوقى از ثبات و وحدت برخوردار بود .
سنجر پس از مرگ برادرش سلطان محمد ، سلطان بزرگ سلجوقيان ، در 511 / 1118 ، ارشد خاندان سلجوقى شناخته شد . در عراق برعكس ، قدرت سلجوقيان تحتالشعاع قدرت سياسى و نظامى احياءشدهء خلفاى عباسى قرار گرفت و بعد از 547 / 1152 اقتدار سلجوقيان به كلى در بغداد از ميان رفت . در سرزمينهاى ايرانى و ماوراء قفقاز ، جزيره و شام برآمدن سلسلههاى اتابكان محلّى دايرهء آزادى عمل
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٣٦٣