ح 579 / ح 1183 محمد شاه ، دور دوم حكومت
ح 584 / ح 1188 غلبهء تركان غزّ
سلجوقيان در اصل خانوادهاى از رؤساى طايفهء قنق از قوم اغز ، يا تركان غز بودند كه موطن آنها دشتهاى شمال بحر خزر و درياى عرب بود . چون در اواخر قرن چهارم / دهم مسلمان شدند در خوارزم و ماوراء النهر به همان شيوهاى كه اقوام وحشى در سراسر دنياى قديم وارد سرزمينهاى متمدن شدند ، يعنى به عنوان افواج كمكى در خدمت قدرتهاى محارب و در اين مورد ، به عنوان شركتكنندگان در نزاعهاى آخرين امراى سامانى با قراخانيان و غزنويان ، وارد جهان اسلامى شدند . سلجوقيان راه خود را به سوى خراسان كج كردند و پيروان و رمههايشان به تدريج آن ايالت را از غزنويان گرفتند ، نيشابور پايتخت ايالت را موقتا تسخير كردند ( 429 / 1038 ) و سركردهء آنها طغرل بيگ خود را سلطان خواند . طغرل حكومت خراسان را به برادرش چغرى بيگ واگذاشت و خود عمدا به عنوان جانبدارى از داعيهء اهل سنّت و آزاد كردن خلفاى عباسى از زير قيمومت بوييان شيعىمذهب ، سياستى در پيش گرفت كه همدلى و پشتيبانى اهل سنّت را وقتى كه سلجوقيان به درون ايران تاختند و فرمانروايان ديلمى و كرد را به كنار زدند ، به همراه داشت . طغرل در سال 447 / 1055 وارد بغداد شد و خليفه ؛ سلطانى او را رسما تأييد كرد و سرانجام ، چند سال بعد ، سلسلهء آل بويه در فارس به پايان رسيد ( بنگريد به شمارهء 75 ) .
دولت سلجوقيان به سرعت به صورت دولتى با تشكيلات مبتنى بر سلسلهمراتب ، مطابق الگوى دولتهاى ايرانى - اسلامى شكل گرفت كه در رأس آن سلطانى قرار داشت كه به وسيلهء دستگاهى ادارى از ايرانيان و سپاهى متشكل از اقوام مختلف تحت سركردگى غلامان ترك پشتيبانى مىشد . اين هستهء مركزى ارتش سلجوقيان را سربازانى از قبايل ترك كه سردارى آنها با بيگها يا رؤساى ترك بود ، كامل مىكرد ، در زمان حكومت البارسلان و پسرش ملكشاه ، كه هردو تا حد زيادى متكى به وزير ايرانى قدرتمند و تواناى خويش خواجه نظام الملك بودند ، دولت سلاجقهء بزرگ به اوج خود رسيد . در مشرق ، خوارزم و افغانستان غربى از تصرف غزنويان خارج شد و ضميمهء دولت سلجوقى گرديد و ملكشاه در اواخر سلطنت خود به ماوراء النهر تاخت و قراخانيان را مطيع ساخت ، و در اوزگند مورد بزرگداشت و اطاعت خان خانات شرقى در كاشغر و ختن قرار گرفت . در مغرب ، سلجوقيان عليه گرجيان عيسوىمذهب قفقاز
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٣٦٢