چپ رود جيحون ( آمودريا ) افزوده شد و اين بيشتر به خاطر موقعيّت خاص آن بود كه در انتهاى راه تجارتى كاروانروى كه از دشتهاى آسياى مركزى به سيبريه و جنوب روسيه مىرفت ، قرار داشت . مأمونيان كه يك خاندان محلّى بودند در 385 / 995 افريغيان كاث ( واقع بر ساحل راست رود جيحون ) را برانداختند و خود عنوان قديمى خوارزمشاه اتخاذ كردند . دوران حكومت مأمونيان كوتاه بود ، اما از موفقيت و شكوهمندى خالى نبود . دانشمندان بزرگى چون ابو على سينا و اديبانى چون ثعالبى در حمايت آنها ظهور كردند . خوارزم اسما تحت حكومت سامانى بود ، ولى عملا استقلال داشت . اما در 408 / 1017 كه سلطان محمود غزنوى وارث قدرت سامانيان در خراسان گرديد ، مصمم شد كه خوارزم را ضميمهء قلمرو خود كند و حكومت مأمونيان را در آنجا پايان دهد .
بيست سالى ايالت خوارزم به وسيلهء غلامان ترك دستگاه حكومت غزنوى اداره مىشد و سپس به دست شاه ملك بن على يا يبغو ، از تركان غز ، فرمانرواى جند ( واقع بر دهانهء سيردريا ) افتاد . اما شاه ملك را رقيبانى از خاندان سلجوقى غز برانداختند ( 432 / 1041 ) ، و اندك زمانى بعد ، خوارزم تحت استيلاى سلجوقيان قرار گرفت .
سلجوقيان بزرگ از جانب خود حكمرانانى در آنجا گماشتند و در دورهء سلطنت ملكشاه ، حكمران خوارزم ، غلام تركى بود به نام انوشتگين غرچهاى كه قبلا طشتدارى سلجوقيان كرده بود . به وى اسما عنوان خوارزمشاه داده شد در حالى كه اصلا بدان ناحيهء نرفته بود . جانشينان انوشتگين حكمرانى خوارزم را به ارث بردند و بر خود عنوان خوارزمشاه نهادند . اين خوارزمشاهيان انوشتگينى از لحاظ احساسات و عادات و آداب ترك بودند و اين امر كاملا از تداول نامهاى تركى در ميان آنها و ارتباط نزديكشان از طرق مواصلت با تركان دشتهاى آسياى داخلى هويداست . اتسز نوهء انوشتگين ، با آنكه اسما تابع و دستنشاندهء سلاطين سلجوقى بود ، ولى جاهطلبى آن را داشت كه از زير يوغ آنها بيرون رود و سياست مستقلى در پيش گيرد ، و اين امر ، پس از شكست مصيبتبار سلطان سنجر در سال 535 / 1141 از قراختاييان ( بنگريد به شمارهء 90 ) تحقق پذيرفت . با اينهمه ، خوارزمشاهيان مجبور به اطاعت از اين مهاجمان جديد خاور دور شدند . قراختاييان در عمل خوارزمشاهيان را به حال خود گذاشتند و آخرين دهه قرن ششم / دوازدهم ، سراسر مصروف جنگهاى طولانى شد كه براى تسلط بر خراسان و كلّ ايران شرقى ميان خوارزمشاهيان و غوريان افغانستان ( بنگريد به شماره 159 ) درگرفت . سرانجام ، تا سالهاى آغازين قرن هفتم / سيزدهم خوارزمشاهيان پيروزى يافتند و توانستند قلمرو خود را تا آن سوى ايران بگسترانند و آخرين بازماندهء حكومت سلجوقيان بزرگ را از ميان بردارند و
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٣٤٧