خراسان را به قصد بغداد ترك نمىگفت . ازاينرو ، مىتوان گفت كه طاهريان عملا سلسلهء خودمختارى از حكمرانان بودند ، اما سلسلهء مستقل مجزايى مانند صفاريان ، كه رقيب آنها محسوب مىشدند نبودند . خاندان طاهر مسلمان سنى متعصبى بودند و توجه و عنايت آنها نسبت به خاندانهاى مستقر صاحب زمين عرب و ايرانى و طبقات نظامى آنها را از پشتيبانى و حمايت اين طبقههاى سطح بالا مطمئن مىساخت ، ولى آنها در عين حال به حفظ منافع تودههاى مردم و تشويق كشاورزى و آبيارى و حمايت از دانشمندان و شاعران توجه داشتند .
در خراسان كوشش عمدهء طاهريان در درجهء اول معطوف به سركوب كردن شورشيانى مانند مازيار بن قارن ( بنگريد به شماره 80 ) و جلوگيرى از بسط قدرت زيديان در ايالات درياى خزر بود ، اما در اين اواخر موقعيت خود آنها از سوى قدرت رو به اعتلاى صفاريان در سيستان ( بنگريد به شمارهء 1084 ) ، يكى از توابع ادارى خراسان ، مورد تهديد قرار گرفت و آنان نتوانستند در برابر آنها ايستادگى كنند . محمد بن طاهر دوم در 259 / 873 نيشابور را در برابر يعقوب ليث از دست داد و خود سرانجام به بغداد گريخت . خليفه بار ديگر او را به حكومت خراسان گماشت ، ولى وى هرگز نتوانست مقام خود را بازيابد و خراسان مدت بيست سال ميان صفاريان و عدهاى از فرماندهان محلى متنازع فيه بود .
اما خراسان تنها يكى از ايالاتى بود كه خاندان مصعب بن رزيق در تصرف داشت ، زيرا اعضاى ديگر آن خانواده به عنوان حكمرانان نظامى در بغداد و عراق تا پايان قرن سوم / نهم ، يعنى مدتى طولانىتر از خويشان خود در خراسان ، بر سر قدرت بودند . پس از آنكه طاهر اول بغداد را ترك گفت ، سمت وى در بغداد نخست به يكى از شاخههاى موازى مصعبيان داده شد ، اما پس از 237 / 851 اعقاب طاهر زمام امور را در دست گرفتند . موقعيت طاهريان در بغداد شالودهاش بر ثروت و مستملكاتشان ، بويژه حريم آنها كه مجموعهاى از ساختمانها و بازارها در شمال شهر منصوريه بود ، گذاشته شده بود . حكمرانان طاهرى در بغداد به عنوان حاميان فرهنگ عربى شهرت داشتند و برخى از آنان چون عبيد اللّه بن عبد اللّه به اديب بودن در ميان معاصران خود معروف بود .
كتابشناسى
- يوستى ، 436 ؛ لين - پول ، 128 ؛ زاخو ، 19 - 20 شمارهء 39 ؛ زامباور ، 197 - 198 ؛ البوم ، 32 .
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش اول ، « طاهريان » ، ( و . بارتولد ) .