تنها وقتى كه قدرت سلجوقيان در ايران بالا گرفت استقلال خود را از دست دادند و از زمرهء دستنشاندگان آنان شدند . [ دشمنزيار نياى اين خانواده ] در خدمت بوييان رى بود و پسرش محمّد ( معروف به ابن كاكويه ؛ در منابع تاريخى توضيح دادهاند كه كاكويه در زبان ديلمى به معناى دايى [ خال ، خالو ] است ، و چون محمّد دايى مجد الدوله ديلمى بود به اين نام خوانده شد ) تا 398 / 1008 حكمرانى اصفهان را به عهده داشت . اندكى بعد قلمرو خود را به همدان و كردستان گسترد و براى خود اماراتى تشكيل داد كه براى مدتى از اهميّت سياسى برخوردار بود و محفل دربارىاى داشت كه كسانى چون ابن سيناى فيلسوف كه در عين حال سمت وزارت او را دارا بود ، در آن شركت داشتند . گسترش قدرت غزنويان در جبال پس از 420 / 1029 ، او را مجبور ساخت كه از در تسليم با آنان درآيد ، امّا هنگامى كه غزنويان دريافتند ادارهء اين ناحيهء دوردست دشوار است ، محمد بار ديگر استقلال خود را بازيافت و حتى رى را نيز براى مدتى به تصرف خود درآورد .
يورشهاى تركمانان غز و مواشى آنها وضعيّت سياسى و اقتصادى شمال ايران را تغيير داد و بنى كاكويه ، مانند ديگر قدرتهاى ديلمى و كرد ، به حالت دفاعى درآمدند .
فرامرز بن محمّد به ناچار اصفهان را به طغرل تسليم كرد و آنجا را پس از 443 / 1051 پايتخت دولت سلجوقى نمود و در عوض ، ابرقوه و يزد را به بنى كاكويه داد . برادر فرامرز ، گرشاسب اوّل ، از كردستان به نزد بوييان فارس گريخت . بقيهء بنى كاكويه با مأمن كوچك خود در مركز ايران خود را با دولت سلاجقه بزرگ تطبيق دادند و اغلب از راه ازدواج با سلاطين حاكم پيوستگى يافتند . تاريخ خاندان بنى كاكويه بعد از گرشاسب دوّم مبهم است ، اما مىدانيم كه دختر گرشاسب از طريق ازدواج با اتابكان تركى كه در يزد به حكومت رسيدند ، نسبت پيدا مىكند و اين اتابكان تا قرن هفتم / سيزدهم و تا روزگار ايلخانان بر سر كار بودهاند ( بنگريد به شمارهء 133 ) .
كتابشناسى
- يوستى ، 445 ؛ لين - پول ، 145 ؛ زامباور ، 216 - 217 ؛ آلبوم 36 .
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوّم ، « بنى كاكويه » ( ك . ا . باسورث ) .
- جى . سى . مايلز ، « سكههاى سلسلهء بنى كاكويه » ، عراق ، شمارهء پنجم ( 1938 ) ، 89 - 104 .
- همو ، « يادداشتهايى دربارهء سكههاى بنى كاكويه » ، مجلهء انجمن سكهشناسى امريكا ، يادداشتهاى موزه ، شمارهء نهم ( 1960 ) ، 231 - 236 .
- ك . ا . باسورث ، « ديلميان ايران مركزى : بنى كاكويهء جبال و يزد » ايران ، مجله مؤسسه بريتانيايى مطالعات ايرانى ، شماره هشتم ( 1970 ) ، 73 - 95 .