تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
نواحى به‌ويژه پناهگاهى بود براى اقوام و انديشه‌ها ، ازاين‌رو ، گروههاى نژادى مجزا ، دين‌هاى كهن و عقايد ضاله ، زبان‌ها و خطهاى باستانى و آداب و رسوم اجتماعى كهن ؛ اغلب پس از آنكه در نقاط ديگر ايران كه قابل حصول بود منسوخ مىشدند ، در آنجا زنده و باقى مىماندند . البته اسلام خيلى دير به ناحيهء درياى خزر راه يافت و چندين قرن بعد از اين ، روزگار سلسله‌هاى مختلف كوچكى در آنجا به حكومت خود ادامه دادند . قدمت بعضى از اين سلسله‌ها به اواخر دورهء ساسانى مىرسيد . يكى از اين سلسله‌ها ، باونديان بودند كه شش يا هفت قرن ، يعنى تا زمان ايلخانيان ( بنگريد به شمارهء 80 ) دوام آوردند و سلسلهء ديگر يعنى بادوسپانان ( بنگريد به شمارهء 100 ) كه از زمان سلجوقيان تا ايام شاه عباس اوّل صفوى دوام آورده بودند ، يعنى تا پايان قرن دهم / شانزدهم ، از ميان رفتند و به دنبال آن ايالات كرانهء درياى خزر ضميمهء شاهنشاهى صفويه شد . خاندان دابويه سلسله‌اى از اسپهبدان بودند ( اسپهبد يعنى فرمانده نظامى ولى در اينجا مراد « امراى محلى » است ) كه ظاهرا در اواخر دورهء ساسانى در ناحيهء كوهستانى جنوب‌غربى درياى خزر در گيلان روى كار آمدند . آنها از جانب شاهنشاه ايران حكمرانان محّلى بودند و تبارشان را به ساسانيان مىرسانيدند ، امّا از روزگار فرخان اوّل به سمت مشرق راندند و طبرستان را كه در گوشهء جنوب‌شرقى ايالات درياى خزر بود به زير سلطهء خود درآوردند و در سارى مستقر شدند . اطلاعات ما دربارهء اين سلسله عمدتا از ابن اسفنديار ، مورخ سرزمين‌هاى درياى خزر است . ازاين‌رو ، بايد اخبار او را دربارهء توالى و گاهشمارى حكمرانان نخستين آل بويه نيمه تاريخى دانست . حمله‌هاى اعراب به طبرستان از عهد عثمان ، خليفهء سوّم شروع شد ، امّا حملهء والى عراق و مشرق ، يزيد بن مهلب را در 98 / 716 بايد نخستين حملهء جدّى به اين ناحيه تلقى كرد . خورشيد دوّم ، حكمران دابويى ، به ابو مسلم خراسانى در برابر منصور خليفهء عباسى كمك كرد و سپس به شورش‌گر زرتشتى خراسان ، سنباد يارى رساند . ازاين‌رو ، در 141 / 758 خليفهء عباسى فتح قطعى طبرستان را وجههء همت خود قرار داد و خورشيد دوّم را از طبرستان بيرون راند و به سلسلهء اسپهبدان دابويه پايان داد . ( دابويهيان زرتشتى بودند و هرگز به دين اسلام درنيامدند ؛ ازاين‌رو ذكرشان در اين كتاب صرفا به عنوان پيشگامان سلسله‌هاى محلى ايالات درياى خزر كه اندك زمانى بعد از آن‌كه منطقه به دين جديد درآمد ، بر آن‌جا حكومت داشتند ، نيز از جهت درگيرى آنها با خلفاى اسلامى آورده شده است ) .