ساخت و حتى دامنهء قدرت خود را تا آن سوى خليج فارس تا عمان گسترش داد و رؤساى محلى اين منطقه مانند مكرميان ربقهء اطاعت جانشينان او را به گردن نهادند . در زمان او سلسلهء آل بويه به بالاترين درجهء وحدت و قدرت خود رسيد . عضد الدوله با جديت سياست توسعهطلبانهاى را در غرب عليه امراى حمدانى جزيره و در شرق عليه زياريان در طبرستان و سامانيان در خراسان دنبال كرد و براى رسيدن به مقصود از سپاهيان پيادهء ديلمى و لشكريان سوارهء ترك بهره مىجست .
اما انديشهء موروثى بودن قدرت كه بدون ترديد از گذشته ايلى مردم ديلم سرچشمه مىگرفت ، در ميان بوئيان شيوع داشت و همين امر سبب تجزيهء سياسى دولت آنها شد .
تا وقتى حكمرانان توانايى چون عضد الدوله بر سر كار بود ، نوعى احساس همبستگى و وحدت در ميان بوئيان وجود داشت . اما همينكه او درگذشت منازعات داخلى ميان اعضاى سلسله درگرفت . تفرقه در قدرت آل بويه در درجهء اول به اميرنشينهاى كوچك كرد و ديلم اجازه داد كه در محدودهء كوههاى زاگرس و جبال خود را تقويت كنند ، و نيز راه را براى محمود غزنوى در گرفتن رى و جبال از آنان در 420 / 1029 هموار ساخت و آنها را در برابر يورش تركمانان غز و تازش طغرل سلجوقى به سوى غرب ضعيف و ناتوان كرد . ازاينرو ، طغرل توانست با برانگيختن احساسات دينى اهل سنت و به نام آزاد ساختن عراق و ايالات غربى ايران از زير نفوذ اهل بدعت ، كار خود را پيش ببرد . وى در 447 / 1055 بغداد را گرفت ، ولى امير بوئى فارس تا هفت سالى پس از اين همچنان بر سر قدرت باقى بود تا آنكه عاقبت قلمرو او به دست كردان شبانكاره افتاد و اندكى بعد ، از تصرف آنان نيز درآمد و به سلجوقيان رسيد .
آل بويه مانند بيشتر ديلميان شيعى بودند ؛ ظاهرا ابتدا شيعى زيدى بودند و سپس به مذهب شيعهء اثنى عشرى يا جعفرى گرويدند . در زمان آنها اعياد سنتى شيعه در همهء سرزمينهاى تحت قلمرو آنها برگزار مىشد ، هم در دوران آنها كلام شيعه كه تا آنزمان تا حدى مبهم و از لحاظ محتوى بيشتر صبغهء عاطفى داشت ، صورت تعقلى و اصولى پيدا كرد . معهذا ، شيعىگرايى آنها احتمالا تا حدى تجلى احساسات ملى و ضد عربى هم بود و شايد در اين راستا بايد اقداماتى را كه براى رسانيدن نسب آنها به ساسانيان صورت مىگرفت و اتخاذ عنوان شاهان باستانى ايران ، يعنى شاهنشاه را از سوى آنان توجيه كرد .
بوئيان قدرت سياسى و مادى خلفاى بغداد را محدود ساختند ولى براى از بين بردن دستگاه خلافت اقدامى ننمودند و با رقباى سياسى خود اسماعيليان شيعىمذهب فاطمى از در مخالفت و دشمنى درآمدند . از نظر فرهنگى شيوع و تفوق مذهب شيعه در
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٣٠٥