گسترش داد . در حدود همين ايام ظاهرا آل مسافر به حمايت از عقايد شيعه اسماعيلى كه به داخل ديلم انتشار مىيافت برخاستند . دو شعبهء خاندان آل مسافر پيوسته با هم منازعه داشتند و شعبهء دوم نتوانست در برابر قدرت رو به افزايش رواديان تبريز از خويشتن دفاع كند ( بنگريد به شمارهء 72 ) . شاخهء ديلم نيز براى مدتى سخت تحت فشار آل بويه قرار گرفت و سميران را براى مدتى در مقابل فخر الدولهء ديلمى حكمران رى از دست داد . عاقبت بخت دوباره به آنها روى كرد و توانستند تا زنجان را به زير حكم خود درآورند .
اما از اينزمان به بعد ، تاريخ سلسلهء آل مسافر مبهم و از هم گسيخته است . آنان از مقابله با غزنويان ( بنگريد به شمارهء 158 ) جان به در بردند و سپس به طغرل بيگ سلجوقى تسليم شدند . پس از اين ، ديگر سكوت است و از آنها چيزى نمىشنويم . اما احتمال دارد كه آخرين مسافريان گمنام را اسماعيليه الموت از ميان برداشته باشند ( بنگريد به شمارهء 101 ) .
كتابشناسى
- يوستى ، 441 ( يوستى آل مسافر و رواديان را با هم زير نام وهسودانيان مىآورد ) ؛ زاخو ، 14 ، شمارهء 23 ؛ زامباور ، 180 ( ناقص ) ؛ البوم ، 33 - 34 .
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم ، « آل مسافر » ( و . مينورسكى ) .
- ر . واسمر ، « تاريخشمار جستانيان و سلاريان » ، 170 - 181 ، با شجرهنامه در صفحهء 184 ، واسمر خطاهاى زامباور را اصلاح كرده است .
- سيد احمد كسروى ، شهرياران گمنام ، مجلد اول ، 52 - 120 ، شجرهنامه در صفحهء 112 .
- و . مينورسكى ، بررسىهايى در تاريخ قفقاز ، لندن 1953 .
- ك . ا . باسورث ، « تاريخ سياسى و سلسلهاى جهان ايرانى » ، تاريخ ايران كمبريج ، جلد پنجم ، دورهء سلجوقيان و مغولان ، ويراستهء ج . ا . بويل ، كمبريج 1968 ، 30 - 32 .
- و . مادلونگ ، تاريخ ايران كمبريج ، جلد چهارم ، 232 - 236 .