تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
والاترى داشتند ( بنگريد به شمارهء 67 ) در موارد مختلف در امور دربند مداخله مىكردند . هرآينه ، علت عمدهء ناپايدارى و عدم ثبات حكومت هاشميان ، وجود جماعت پرنفوذ و قدرتمندى از بزرگان و رجال در داخل دربند بود كه يك طبقهء اشرافى را به وجود مىآوردند و اينان اغلب پيروزمندانه با اقتدار اميران هاشمى به ستيزه برمىخاستند . سلسلهء هاشميان سرانجام ، هنگامى كه الب‌ارسلان سلجوقى سرزمين‌هاى ماوراء قفقاز را به سپهسالار خود كه از غلامان به دولت رسيده بود ، يعنى ساوتگين بخشيد به پايان راه خود رسيد . زيرا پس از اين حادثه ، هاشميان به كلى از صحنه ناپديد شدند . ما در قرن بيستم دانش اندكى از يكى ديگر از سلسله‌هاى ملوك دربند به دست آورده‌ايم كه يحتمل مدعى بوده‌اند كه از تبار سلسلهء پيشين هستند . اين اطلاعات عمدتا از روى سكه‌هاست . به نظر مىآيد كه اين سلسله در سال‌هاى آغازين قرن هفتم / سيزدهم يعنى وقتى كه دربند تحت استيلاى شروانشاهان قرار گرفت ، از ميان رفته باشد .

كتابشناسى

- زاخو ، 13 - 14 ، شمارهء 21 ؛ زامباور ، 185 . - دائرة المعارف اسلام ، ويرايش يكم ، « دربند » ( و . بارتولد ) ؛ دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم ، « باب الابواب » ( د . م . دانلوپ ) ؛ « القبق » ( ك . ا . باسورث ) . - و . مينورسكى ، تاريخ شروان و دربند . - د . ك . كويميان ، تاريخ سكه‌شناختى جنوب‌شرقى قفقاز و آذربائيجان ، 66 - 68 ، 243 - 287 ، با شجره‌نامه در صفحهء 287 ( دربارهء ملك‌هاى قرن بيستم ) . - و . مادلونگ ، در تاريخ ايران كمبريج ، جلد چهارم ، 243 - 249 .