؟ جستان چهارم ، فت 328 / 940 ، ؟ پدر مناذار « 1 »
336 / 947 مناذار بن جستان چهارم در رودبار حكم مىراند ، ميان سالهاى سالهاى 358 / 969 و 361 / 972 درگذشت ؟
( * * ) 361 - 363 / 972 - 974 خسرو شاه بن مناذار ، در رودبار حكومت داشت ، ؟ ميان سالهاى 392 / 1002 و 396 / 1006 درگذشت
از قرن پنجم / يازدهم ديگر نامى از اين سلسله نيست
از جستانيان در اواخر قرن دوم / هفتم به عنوان « پادشاهان ديلم » كه مركزشان رودبار الموت بوده ، ياد شده است . رودبار الموت كه تا درهء شاهرود امتداد مىيابد ، دو قرن بعد يا اندكى ديرتر به عنوان پايگاه عمدهء اسماعيليان نزارى ايران ( بنگريد به شمارهء 101 ) شهرت فراوان مىيابد ، اما گمان مىرود كه جستانيان پيش از اين در ديلم حكومت مىكردهاند .
اينان در تاريخ اسلام بخشى از خيزش اقوام بومى شمالغربى ايران ، چون ديلميان ، كردها و ديگران بودند كه تاكنون پنهان از نظر مانده بودند . اين « ميان پرده ديلمى » كه جستانيان و چند سلسلهء ديگر از جمله در فوق همه آل بويه ( بنگريد به شمارهء 75 ) جزيى از آن هستند ، تاريخ ايران غربى و مركزى را در فاصلهء ميان از هم گسيخته شدن وحدت خلافت عباسى و امراى عرب آنها در مغرب ايران و تشكيل دولت سلاجقه بزرگ در پهنهء خاورميانه ( بنگريد به شمارهء 91 ) پر مىكند .
پس از آنكه مرزبان بن جستان اول در 189 / 805 مسلمان شد ، سرنوشت و اقبال خاندان كهنسال جستانى با علويان زيدى ناحيهء ديلم پيوند خورد و اينگونه به نظر مىرسد كه جستانيان به مذهب شيعه گرويدند . در قرن چهارم / دهم يك سلسله ديلمى ديگر ، يعنى آل مسافر يا سالاريان ( سلاريان ) طارم ( بنگريد به شمارهء 71 ، 2 ) كه با جستانيان از راه ازدواج ، پيوندهاى نزديك خويشاوندى داشتند ، آنها را تحتالشعاع قرار دادند و آنان به عنوان متحدان آل بويه مقر خود را در رودبار و در ارتفاعات ديلم حفظ كردند . در قرن پنجم / يازدهم از جستانيان جسته گريخته خبر داريم و گفته مىشود كه آنان به اطاعت غزنويان و سپس سلجوقيان نورسيده درآمدهاند . ولى پس از اين ، نام و نشانى از آنها در تاريخ نيست .
هامش
( 1 ) . كسروى در « شهرياران گمنام » و مادلونگ در « تاريخ ايران كمبريج » ، هردو ماناذر نوشتهاند - م .