تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
ساخت و از آن‌زمان در تمام قرن نوزدهم مسند شريفى مكه به تناوب در دست دو خاندان زيد و عون مىگشت ، تا اين كه در 1299 / 1882 به نفع عبادله از خاندان عون يك‌طرفه شد و در اين‌زمان حدود چهل سالى بود كه عثمانىها حجاز را به عنوان يكى از ايالات امپراتورى خود زير نظارت داشتند . با درگير شدن دولت عثمانى در جنگ جهانى اول به طرفدارى از قواى محور ، شريف حسين در 1916 گرفتار طغيان اعراب شد كه بر اثر آن تمام حجاز به استثناى مدينه از قواى عثمانى پاك شد و در هماهنگى با پيشرفت ارتش بريتانيا از مصر ، سرانجام قسمت اعظم شام ( سوريه ) را از دست عثمانىها بيرون آورد . در آغاز طغيان ، حسين خود را « پادشاه سرزمين‌هاى عرب » خواند ، اما قواى متفقين او را تنها به پادشاهى حجاز شناختند . پس از 1918 اقتدار او محدود به حجاز شد و در آن‌جا نيز با اقدام نابخردانه‌اى كه براى خليفه خواندن شخص خود به عمل آورد ( 1924 ) دشمنى اعراب را برانگيخت . اين اقدام وقتى صورت گرفت كه نهاد خلافت را مصطفى كمال در تركيه ملغى ساخته بود . پسر ارشد وى على ناچار حجاز را به مهاجم سعودى ، عبد العزيز بن سعود واگذاشت و او به زودى مملكت متحد حجاز و نجد را تشكيل داد ( بنگريد به شمارهء 55 ) . اما پسران ديگر حسين در ترتيبات پس از جنگ جهانى اول براى سرزمين‌هاى عربى كه جزء مستملكات دولت عثمانى بود ، نقش مهمى بازى كردند . فيصل پسر سوم حسين از 1918 به بعد تلاش كرد تا در بخش اعظم سوريه خود را به قدرت برساند و در 1920 در دومين كنگرهء مركزى عرب سوريه به پادشاهى سوريهء متحد برگزيده شد ، اما پس از مدت كوتاهى ، هنگامى كه سوريه تحت قيمومت اجبارى فرانسه درآمد ، ناچار به ترك آن جا شد . در عوض در سال 1921 و به پشتيبانى بريتانيا ، وى پادشاه عراق شد كه تحت قيمومت بريتانيا بود . شريفان هاشمى هيچ‌گونه پيوستگى با عراق نداشتند ، ولى چون نامزد مناسب ديگرى يافت نشد ، فيصل را به پادشاهى عراق نشاندند . سلطنت هاشمى عراق گرچه در دورهء حكمرانى خود عراق را به عنوان نخستين كشور عربى از قيمومت بريتانيا رهايى داد ، اما هرگز در آن سرزمين ريشه نگرفت و در 1958 با يك كودتاى نظامى خونين به دست عبد الكريم قاسم برافتاد و ملك فيصل دوم به قتل رسيد . استقرار پسر دوم حسين ، يعنى عبد اللّه به عنوان امير سرزمين‌هاى ماوراء اردن كه از فلسطين تحت قيمومت جدا شده بود ، موفقيت‌آميزتر و بادوام‌تر بود ، زيرا بعد از جنگ جهانى دوم اميرنشين او به صورت مملكت هاشمى اردن بيرون آمد كه كشورى مستقل است و هنوز يكى از باقىماندگان سياست‌هاى خاورميانه ، يعنى نوهء عبد اللّه ، حسين ، بر آن حكومت مىراند .
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 236 | كليفورد ادموند باسورث / فريدون بدره اى