سرادق ( 119 ) ، خيمه ، سراپرده . ( معين )
سرگين ( 10 ) ، فضله چهارپايان ، مانند اسب ، استر ، خر . ( آنندراج )
سرنا ( 115 ) ، سازى است بادى ، كه از چوبى مخصوص ساخته شود . ( معين )
سرين : ( 181 ) ، كفل ، نشستگاه آدمى . ( جهانگيرى )
سفن ( 161 ) ، كشتيها . ( معين )
سل ( 117 ) ، قايق ، چيزى باشد كه از چوب و خلاشه درهم بندند و به آن از آب گذرند .
( آنندراج )
سفيداج ( 173 ) ، همان سفيداب است . يكى از رنگهاى جسمى است كه براى نقاشى روى قلمدان و جلد كتاب و رحل قرآن و اوراق آن و غيره به كار رود و به جاى رنگ سفيد استعمال مىشود . ( لغتنامه )
سماط ( 214 ) ، سفره ، صف ، رده . ( معين )
سماك ( 117 ) ، نام ستارهاى است ( معين )
سمر ( 55 ) ، افسانه ، حديث ليل . ( لغتنامه )
سمور ( 12 ) ، پستاندارانى از ردهء گوشتخواران . ( معين )
سمك ( 117 ) ماهيى كه زمين بر روى اوست . ( معين )
سمى ( 75 ) ، عالى ، بلند . ( غياث )
سنبوسه ( 214 ) ، نان كوچك و شرينى آن را قطاب گويند .
سنج ( 115 ) ، وزن ، كيل . ( برهان )
سوام ( 187 ) ، جانوران زهردار . ( سخن )
سورت ( 83 ) ، تندى ، تيزى ، حدّت . ( معين )
سوفار ( 54 ) ، دهانه تير ، جايى از تير كه چلهء كمان را در آن بند كنند . ( آنندراج )
سيورغال ( 358 ) ، تيول ، زمينى كه پادشاه جهت معيشت به ارباب استحقاق بخشد . ( القاب و مواجب )
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٤٧٩