ذ
ذاهل ، ( 379 ) ، فراموشكننده ، فراموشكار . ( آنندراج )
ذروه ( 273 ) ، سر كوه ، قلّه ، تارك سر . ( آنندراج )
ذنب ( 27 ) ، گناه ، جرم ، خطا ، معصيت . ( لغتنامه )
ذو ذنب ( 152 ) ، ستارهء دنبالهدار ، ستاره گيسودار ، به قول منجمان فارسى دوازده نوع است .
خاصيّت بعضى مقاتله و خاصيّت برخى افتادن زلازل و خاصيّت بعضى قحط و همچنين هركدام بر اثرى ناشايست است و نزد منجمان هندى هشتاد نوع است و همه بداثر .
( لغتنامه )
ذهول ( 3 ) ، غافل شدن . ( معين )
ذى المعارج ( 234 ) ، خداوند آسمانها ، يكى از صفات خداوند است .
ذى المن ( 120 ) ، صاحب منتها ، عطابخش ، يكى از صفات خداى تعالى است .
ر
راح ( 205 ) ، شادمانى ، باده . ( معين )
رامى ( 218 ) ، تير و سنگاندازنده . ( آنندراج )
رايق ( 81 ) ، خوشآيند . ( فرهنگ نظام )
رجم ( 235 ) ، سنگسار كردن ، طرد كردن ، راندن . ( معين )
رجوم ( 391 ) ، سنگ پراندن ، جمع رجم ، شهابسنگها . ( غياث )
رحيق ( 393 ) ، مى ، مى خالص ، شراب خالص و صاف . ( ناظم الاطبّاء )
ردائت ( 51 ) ، فاسد شدن ، تباه شدن ، فساد و تباهى ، پستى ، بدى . ( معين )
رزانت ( 320 ) ، باوقار بودن ، سنگين بودن ، سنگينى ، آهستگى ، وقار . ( آنندراج )
رزقة ( 236 ) ، حصّه ، بهره . ( آنندراج )
رفاع ( 321 ) ، غله و آزوقه ، وقت برداشتن غله . ( لغتنامه )