در دست ايستاده و به منع ايشان از گريز آن فتنهء قيامتستيز در رستخيز آن محشر نداى
« يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ »
« 1 » درداده زبان هريك از خرمن سوختگان به اين بيت متكلّم كه :
بيت
نسيمى را كه بر خاكسترم روزىگذار افتد * سمومى گردد و آتش ازو در هر ديار افتد
و لسان ابرار و احراز در پاداش اعمال
« أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ »
« 2 » به اين نظم مشهور مترنّم كه :
بيت
اگر صد سال گبر آتش فروزد * اگر يكدم درو افتد بسوزد
ايلچيان رومىنسب را در موقف
« سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ »
« 3 » بازداشته و منذران ملا اعلى اعلام خوف و هراس از اشتعال
« فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى ، لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى ، الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى »
« 4 » بر سر ايشان افراشته و دود آتش عذاب آن فرقهء مردود سيل خون از ديده ايلچيان برگشود و شعلهء آتش حيرت از دل و دماغشان چون ثواقب شهاب بر آسمان اضطراب عروج نمود هريك مضمون اينكه :
بيت
فلو لا زفيرى اغرقتنى ادمعى * و لو لا دموعى اغرقتنى زفرتى « 5 »
زبان مىگشاد و طوفان سيلان ديده و آتش شعله كشيده دل غمديده را تسكين مىداد .
رباعيّه
[ 316 ] بر آتش دل گر نزدى چشمم آب * گشتى جسمم ز آتش جانسوز كباب
هامش
( 1 ) . قيامة ( 75 ) آيهء 10 . « راه گريز كجاست » .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 116 . « آنان اهل آتشند » .
( 3 ) . مسد ( 111 ) آيهء 3 . « زودا كه به آتشى شعلهور درافتد » .
( 4 ) . ليل ( 92 ) آيات 14 و 15 و 16 . « پس شما را از آتشى كه زبانه مىكشد مىترسانم جز اهل شقاوت بدان درنيفتد آنكه تكذيب كرد و رويگردان شد » .
( 5 ) . ترجمه : اگر نالهء من نبودى اشك ديدگانم مرا غرق مىكرد ، و اگر اشك چشمانم نبودى نالههايم مرا غرق مىكرد .