العهدة فى هذه الامور عليكم » « 1 » .
و بعد از ابلاغ مكتوب هداياى مرغوب از اسبان صبارفتار و اقمشهء زرّينپود و تار و نقود نامعدود و اشيايى كه قابل تحف سلاطين عظام به آستان آسمان اكرام [ 313 ] تواند بود بر منصّهء عرض جلوهء ظهور داد و خاطر كيميامآثر هريك را به مهر عاطفت داغ قبول نهاد و در مجلس اشرف در محل مناسب به عزّ جلوس مشرّف گشت .
مثنوى
چو ايلچى در آن بزم جنّتمدار * نظر كرد از ديدهء اعتبار
مقام عجب ديد جنّتسرشت * هوايش نسيمى ز باغ بهشت
حوالى آن ايستاده ز دور * غلامان مهوش به پاكى حور
بهشتى طبقها چو مهر منير * نهاده پر از نعمت دلپذير
زمينوار شه كاسههاى گرى * فلك گشته سرپوششان بر سرى
سخن كوته از دعوت بىشمار * شد آن رشك دار القرار
و چون ايلچى از خوان احسان و سفرهء انعام بىامتنان در آن بزم جنّتنشان بهره يافت به همراهى مهماندار به مقام مستقرّ و مكان قرار شتافت .
قطعه
خدايا تو اين [ شاه ] عرشى نسب را * كه بر اوج [ گردون ] رساندى جنابش
بده بهره از عمر و اقبال چندان * كه قاصر بود عقل [ ها ] از حسابش
افروختن قهر آتششكوه و سوختن كره و مردم ابرقوه و قشلاق و شكار در اصفهان بهشتآثار
عابدين بيك [ كه ] در محل توجّه رايات جهانستان به ابرقوه و تسخير آن رفته بود
هامش
( 1 ) . اين است آنچه ما برايتان فرستاديم و در اين كارها تعهد بر شماست .