آيين ارباب انتباه است به فحواى صادقهء
« إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً »
« 1 » كه مضمون به صدق مشحون آن ، ارث آن حضرت است تكلّم فرمود و حضّار را به آيين سنّت نبوى به ميل طعام ترغيب نمود . حضّار آن مجلس فردوسنمون به آنچه دل مىكشيد از انواع طعامهاى به لطف مقرون
« وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ »
« 2 » ميل مىكردند و از تلوّن و تنوّع آن طعامها اجابت دعاى
« رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا »
« 3 » را در نظر مشاهده مىآوردند تا آنكه شخص نفس هركس از حمل بار طعام فرو ماند و دست [ 272 ] سيرى جهت اشارت درنورديدن سفره بر روى طعام افشاند . خدّام صحبت گردوناحتشام همّت بر طىّ بساط خوردنى گماشتند و ظروف اطعمه را از حوالى و حواشى سفره برداشتند . خاصّ و عام در برابر آن احسان و اطعام به مضمون « ألحمد للّه الّذى أطعمنى هذا الطّعام » « 4 » در كلام آمدند و حمد الهى را به صلات صلوات حضرت رسالتپناهى و رعايت ، سنّت شستن دست بىنقصان و شكست اتمام دادند . بعد از آن خازنان گركيراق ابواب خزاين ثياب و لباس را بر روى انعام و الباس اهالى آن مجلس جنّت اساس گشادند . و قامت قابليّت هركس را فراخور استعداد خلعت لايق و جنس فايق دادند . بعضى را از آنجا كه ميل تاج است تا ميخ نعل از دستار زردوزى و كركى و كمر شمشير و خنجر به طلا و ياقوت و در و لعل ترصيع نمودند . و بعضى را به بخشش اسب بديعپيكر و زين مزّين به نقره و زر مرتبه افزودند . على الجمله خرد و بزرگ و تازيك و ترك و عرب و عجم و سكنهء صحرا و اهل حشم از خوان احسان و خانه خامهء امتنان شاه جمشيدنشان تمتّع كلىّ يافتند و دعاگويان و ثناجويان راه صداقت را با يكديگر به اقدام رفاقت « 5 » پيموده به منازل خود شتافتند .
هامش
( 1 ) . انسان ( 76 ) آيهء 9 . « جز اين نيست كه شما را براى خدا اطعام مىكنيم و از شما نه پاداشى مىخواهيم نه سپاسى » .
( 2 ) . واقعه ( 56 ) آيات 20 و 21 . « و ميوههائى كه خود برمىگزينند و گوشت پرنده هرچه بخواهند » .
( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 114 . « اى پروردگار ما براى ما مائدهاى از آسمان بفرست تا ما را و آنان را كه بعد از ما مىآيند عيدى و نشانى از تو باشد » .
( 4 ) . ترجمه : سپاس خداوندى را كه اين خوراك را به من خورانيد .
( 5 ) . نسخه : رقاقت .