بيت
بهشتى ز نعمت شد آراسته * در آن سربهسر آنچه دل خواسته
و از لطف هنرمندى ايشان حدود آن كشور بىپايان .
بيت
[ 269 ] به سعى جميل شه بىعديل * سراسر چو مهمانسراى خليل
هرجانب نعم بىكران بر خوان احسان نهاده و ملك رزق از آسمان اكرام و انعام نداى
« سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ »
« 1 » به گوش اهل آن كشور در داده اهل اشتها را چون مهمانان بهشت ميل آن نعمتهاى گوناگون
« وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ »
« 2 » طويى كه خوانسالار سپهر به معمورى آن بر سفره زمانخوانى نكشيده و گوش ماه و چشم مهر به زيبايى آن نعمتگاهى نديده و نشنيده .
مثنوى
فضايى چو فردوس با زيب و فر * ز هرگونه دعوت در آن ما حضر
نموده برنج از براى نثار * طبقهاى پر لؤلؤ آبدار
مزعفر به دل كرده پيوند خويش * حلاوت به جان داده از قند خويش
به ظاهر چو صوفىوشان زرد فام « 3 » * ز شيرنيش كار باطن تمام
برآراسته چهرهء آش ترش * ربوده ز صفراييان عقل و هُش
ترش رنگ چون چين ابروى يار * چو دشنام شيرينلبان خوشگوار
عيان روغن از قليهء زنگى ز دور * چنان كز سواد شب قدر نور
ز شه كاسهء بغرا چنان جلوهگر * كه رخسار خوبان دور قمر
حزين ناله از سينههاى كباب * خوش آينده چون نغمههاى رباب
[ 270 ] عجب آنكه چون صوفيان در بقاع * كباب آمد از قول خود در سماع
هامش
( 1 ) . حديد ( 57 ) آيهء 21 . « براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه پهناى آن همسان پهناى آسمانها و زمين است بر يكديگر پيشى گيريد » .
( 2 ) . مطفّفين ( 83 ) آيهء 26 . « و پيشدستىكنندگان در آن بر يكديگر پيشدستى مىكنند » .
( 3 ) . نسخه : زرد و خام .