و دام از تف آتش در كانون درون آنها بريان گشته .
مثنوى
مقامى كه در وى بود روزوشب * زمين تلخكام و گيا خشكلب
نه انسى در آن انس جوى « 1 » [ از ] سفر * نه جنّى در آن رهنورد از خطر
ز بس گرمى آن هوا در شتاب * ز حرّ سمومش سمندر به تاب
در آن آتشين دشت نامعتدل * گيا خاك و خاك از هوا مضمحل
هوايش چو بر آب دارد كمين * از آن رفته تا قعر هفتم زمين
خرد را درين منزل هولناك * چه اميد غير از نويد هلاك
همان به كزين منزل بىبها * كه آمد نشيمن دم اژدها
عزيمت به صحراى ديگر كنيم * ز گُل بالش از سبزه بستر كنيم
شاه والاگهر كه فيض چشمهسار ضميرش در صفا از رشحات عيون ماه تمام و مهر منير اصفى و انور بود از فيضان باطن دريامواطن رطب اللسان گشته فرمود كه در اين منزل از بىآبى انديشهناك مباشيد و سينهء آب جوى را به ناخن تفرقه مخراشيد كه اين منزل مكمن آب است و خيال بىآبى در او به صورت سراب . فيّاض على الاطلاق كه كشت اميد نباتات صحرا را از سحاب
« يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً »
« 2 » آبيارى مىنمايد هر [ 238 ] آينه به فيض شامل غازيان مجاهد معامل را كه به دعاى استسقا متكلّماند و لاسن از مورد « نسقيكم من ماء غير آسن » « 3 » ينابيع فيض و فضل بر روى آرزو بگشايد ، امر مشكلگشاى نافذ گشت كه برطبق خبر معجزاثر
« وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ »
« 4 » به نوك ميتن تبر و سنين نيزهء اژدهاپيكر ، اديم زمين را چون نطع پلنگ
هامش
( 1 ) . نسخه : جويا .
( 2 ) . نوح ( 71 ) آيهء 11 . « تا از آسمان برايتان پىدرپى باران فرستد » .
( 3 ) . شما را از آب زلال و گوارا مىنوشانيم - اشاره به آيهء پانزدهم از سوره مجمّد ( 47 ) كه مىفرمايد :مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ » .وصف بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده اين است كه در آن نهرهايى است از آبهاى تغييرناپذير .
( 4 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 60 . « و به ياد آريد آنگاه را كه موسى براى قوم خود آب خواست گفتيم عصايت را بر آن سنگ بزن » .