شماخى را به يمن قدوم مبارك جانفزا و دلافروز داشته ، اسب به رسم طلايهء جمعى از لشكر گردونپايه را برگماشت تا وقتى كه پادشاه بر خنگ سپهر سوار گرديده [ 158 ] نيزهء خطى از خطوط شعاعى بر لشكر مخالف راست سازد ، آن جماعت تير و خنجر را پيش چشم آورده بر مضمون اين نظم كه :
بيت
به گرد ديدهء خود خار بستى از مژه كردم * كه نه خيال تو بيرون رود نه خواب درآيد
كاربند گشته راه آمد شد بر خيال مخالفان مسدود نمايند و خلعت
« وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً »
« 1 » را به زينت امنيّت بر لشكريان بيارايند . على الصباح كه خسرو گردون بافوز و نجاح از آسايش ليل و آرامش رواح بازپرداخت و به تدبير تسخير ملك تخت سپهر را مزيّن ساخت شاه بىهمال از سراپردهء دولت و اقبال بيرون فرموده خورشيدمثال و مهر آيين تخت عزّت و تمكين از يمن قدوم سر به اوج فلك حشمت و عظمت افراخت امراى ديندار و سران لشكر نصرتشعار را طلب داشت و در ميدان كشورستانى الويهء تدبير و مشورت را به ذروهء سپهر دانش و خبرت افراشت . و فرقهاى از بهادران كارديده به ميزان مردى سنجيده را به رسم قراولى فرستادند كه از احوال و آثار آن فرقهء بدكردار استعلام و استخبار نموده رأى رزين خسرو باداد و دين را از كيفيّت حال مقرون به و بال ايشان آگاه گردانند و چگونگى حالات ايشان را معلوم نموده به عزّ عرض نوّاب كامياب رسانند . چون قراولان برحسب فرمان واجب الاذعان به مراسم و لوازم قراولى قيام نموده مراجعت كردند معروض رأى جهانگشاى [ 159 ] گشت كه ، شيروانشاه از كنار آقچاى كوچ كرده بيشهاى را كه در ميان قلعهء گلستان « 2 » و قلعهء بيقرد واقع است منزل
هامش
( 1 ) . النّباء ( 78 ) آيهء 10 . « و شب را پوششتان قرار داديم » .
( 2 ) . گلستان : دهكدهاى است در ناحيهء قرهباغ . عهدنامهء نهم شوال 1228 بين ايران و روسيّه در همين محلّ بسته شد . براساس مفاد همين عهدنامه ولايات ، باكو ، گنجه ، داغستان ، گرجستان ، دربند ، شكى ، شيروان ، قراباغ از ايران جدا و به روسيّه واگذار شد و بدين وسيله به دورهء اوّل جنگهاى ايران روسيه پايان داده شد .