در عقب گذاشته همّت بر تسخير شماخى گماشت امراى عظام از اين امر تعّجب تمام نموده عرضه داشتند كه ، چون مخالفان در نواحى قلعهء قبلهاند هرگاه لشكر به جانب شماخى رود آن مردم در عقب مانند و خيال عجز و ضعف ما در خاطر گذرانند چه اين سخن بسيار عيان « 1 » و جلوهء اين كلام در نظر عقل به غايت نمايان است كه بعد از آنكه ما قصد محاربهء دشمن داريم ، او را نيست مطلق و نابود محض انگاريم و خيال توجّه و تصرّف شماخى در خاطر آريم .
مثنوى
ز دشمن برآريم هر گه دمار * درآيد به كف از يمين تا يسار
چه لايق كه ناداده او را شكست * به فتح شماخى برآريم دست
اوّل عزيمت قلعهء قبله را قبلهء توجّه بايد ساخت و الويهء تردّد به آن جانب افراخت و اساس حيات دشمن را بالكليّه منهدم ساخت . بعد از آن ممالكى كه در حيطهء اقتدار او بوده باشد ، بالضّروره در قبضهء اختيار حجاب سراپردهء گردونمدار درآيد .
مثنوى
[ 155 ] براريم اوّل ز دشمن نفير * ببنديم بر روى ره دار و گير
برو فسحت عمر سازيم تنگ * به مردى بپوشيم خفتان جنگ
كه شيرانشه افتد چو در دست ما * سر تخت گيران شود پست ما
بود نزد لشكركشان كهن * چو خورشيد در روشنى اين سخن
از آن روى كين اوّلين رزم ماست * نخست از پى ملك و دين عزم ماست
ازين فتح گرديم چون نامدار * شود شوكت دشمنان بىمدار
برد خرّمى از چنين فتح دوست * دَرَد بر تن دشمن از غصّه پوست
ضمير طبع خردهشناس شاه ديناساس اين رأى معقول نيافت و پرتو قبول از آسمان خاطر فيض شمول آن حضرت بر چهرهء اين مأمول نتافت . سخن آنكه دغدغه از آن است كه چون دشمنان در نواحى قلعه قبله منزل ساخته و بار اقامت به اميد متانت و
هامش
( 1 ) . نسخه : آيان .