آن نوع كنيزان گلچهر و غلامان به صورت رشك مشترى و غيرتمهر كه خرد فكر آنها از وهم عشقبازى از دل مىسترد ، فتوح اين دولت پايدار گشت . خليفة الخلفا نيز جميع جهات كه در اين جهاد ستودهجهات غنيمت غازيان بادين و داد شده بود از روى خلوص اعتقاد به پايهء سرير خلافتمسير آورد و به حكم لازم الاذعان آن حضرت مجموع را بر غازيان قسمت كرد . فرقهء خدم و حشم شاه جهانبخش عالىكرم از اندوه و غم بىيراقى رسته شمشيرهاى مصرى بسته بر مراكب تازى نشسته مترصّد ايستادند كه به هرجانب [ 140 ] فرمان قضامراتب نافذ گردد توجّه نمايند . و اگر دشمن را صف لشكر مثل سدّ سكندر باشد ، به همّت والانهمت آن فرشتهخصال حيدر صفدر - عليه مراسم السلام الى يوم المحشر - از هم بگشايند .
مثنوى
به حمد اللّه كه از نيروى اقبال * دگر اسلام را فرخنده شد فال
شد اكنون وقت آن كز يُمن تدبير * جوانى گيرد از سر عالم پير
به تيغ جهد شاه مهر سايه * رساند شرع را تا عرش پايه
بلندآوازه سازد رسم دين را * براندازد رسوم كفر و كين را
چو دارد شاه در دل بهر دين درد * دعايش فرض باشد بر زن و مرد
الهى تا بود رسم شب و روز * خور از تاريكى شب نور افروز
هميشه تاج اقبالش به سر باد * شب و روز وى از هم خوبتر باد
گفتار در فتح قلعهء منتش به تائيد قادر يَحْكُمُ ما يُرِيدُ
« 1 » و عبور لواى منصور از آب كر با غازيان دل از نور جهاد و سرور و اخلاص و اعتقاد پر
بعد از حصول فراغ از قسمت غنيمت ، داعيهء فتح قلعهء منتش آنحضرت را عنانگير
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيه 1 . « به هرچه مىخواهد حكم مىكند » .