تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1623

مساهمون:

ص١٦٢٣
بكشت و شاهزاده يزدجرد چهار ساله بود ، دايه ، يزدجرد را از شهر مدائن برگرفته به فارس گريخت و دو سال و نيم در قلعه پهن دز تربيتش نمود و چون نوبت شاهى به يزدجرد رسيد ، تاج انوشيروان و اثاثه شاهى خود را به قلعه پهن دز شيراز فرستاد . جماعتى گفته‌اند آن تاج و اثاثه شاهى در آن قلعه پنهان بود و آخر الامر به دست عضد الدوله ديلمى درآمد و چون لشكر عرب بر فارس استيلا يافتند قلعه پهن دز را به قهر و غلبه گرفته ، حصار و بروجش را خراب نمودند پس عماد الدوله ديلمى در سال 327 آن را تعميرى لايق فرمود و سالها بر آبادى باقى بماند .

[ 9 ] - قلعه تبر جهرم « 1 »

در بلوك جهرم ، 8 فرسخ مشرقى قصبه جهرم است ، كوهى برج مانند از سيصد چهارصد تا پنجاه شصت ذرع بلندى و به فرسخى گرداگرد آن بر فراز پشته گذاشته ، و سر اين كوه را « رگ اول » گويند و از دامنه آن پشته تا پاى اين كوه نزديك به نيم فرسخ است و در جانب مغربى آن پشته ، در پاى آن كوه ، چشمه آب دل سياهان است كه در خشك سال دو سه نفر را آب دهد و از پاى چشمه نزديك پانصد ششصد گام راهى است پيچ در پيچ كه بايد به دست و پا به مشقت عبور كنند پس برجى از گچ و سنگ ساخته آن را دروازه گويند كه به دو نفر تفنگچى چندين نفر را دفع كنند و در جانب مشرقى چشمه دل سياهان به مسافت ربع فرسخى كمتر در پاى كوه دروازه چندين پله‌اى از كوه تراشيده ، آن را دروازه مشرقى و راه دالان گويند « 2 » و در جانب جنوبى رگ اول ، كوهى به مسافت پانصد ششصد گام افتاده و سر اين كوه از رگ اول بلندتر است و اين كوه را قلعه ده مرده گويند و در برابر ده مرده به رگ اول سنگرى بسته مشهور به سنگر اسكندرى است كه اگر اين سنگر نباشد از كوه ده مرده به رگ اول مىتوان رفت و براى رگ اول جز اين سه راه كه آدمى تواند رفت راهى ديگر نيست و بر سر رگ اول كوه برج مانندى ديگر ، كوچكتر از اول است به بلندى از 300 ذرع تخمينى تا پنجاه ، شصت ذرع و اين كوه را « رگ دويم » و سر آن را « نارنج قلعه » گويند و از پاى رگ دويم تا كناره سر رگ اول ، پنجاه شصت ذرع مسافت هموارى است كه بر گرداگرد رگ دويم كشيده است و در اين مسافت هموار 16 آب‌انبار از سنگ تراشيده به ساروج جامه و آستر نموده ، از آب باران پر گردد و از پاى رگ دويم از جانب دروازه از نشيب به فراز به گنجايش جثه آدمى به اندازه پانزده شانزده ذرع از رگ اول را سوراخ كرده كه گويا چاهى وارون و واژگونه كنده‌اند و بعد از عبور از اين چاه وارونه كه جز به ريسمان نشود مگر از براى بعضى از مردمان كوه‌گرد ، نزديك به 100 ذرع راهى سخت است كه به دست و پا بايد گذشت و بر فراز رگ دويم كه نارنج قلعه است رسيد و در نارنج قلعه يعنى سر رگ دويم ، آب‌انبارى به درازى 30 ذرع يا كمتر و پهناى 15 ذرع يا كمتر و گودى سه چهار ذرع ساخته‌اند كه از آب باران پر مىشود و در نزديكى اين آب‌انبار چشمه كوچكى است كه در اواخر تابستان و پائيز در شب و روزى دو من سه من
هامش
( 1 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 346 . ( 2 ) . در نزهة القلوب ، ص 133 ، 134 ، از قلعه دز ابرج ، قلعه تير ، قلعه خورشه ، نزديك جهرم ، قلعه خوادان در ولايت فسا ، قلعه خوار ، قلعه دم زوان ، قلعه سهاره ، قلعه سميران در فارس سخن رفته است .
فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1623 | ميرزا حسن حسينى فسايى / منصور رستگار فسايى