تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1607

مساهمون:

ص١٦٠٧
را آب داده ، در تنگ براق ميانه دز كرد و كام فيروز به رودخانه اوجان و رودخانه خسرو شيرين آميخته ، رودخانه كام فيروز شود . رودخانهء دهرم بلوك اربعه : آبش شيرين مايل به شورى گواراست . رودخانه فيروز آباد چون به نواحى بلوك اربعه رسد آن را رودخانه دهرم گويند ، پس چون به رودخانه « باز » و رودخانه داد الميزان پيوسته ، رودخانه دزگاه شود . رودخانهء ديور رامهرمز : آبش شيرين و گواراست . رودخانه اعلى كه او را رودخانه اللّه نيز گويند و رودخانه زرد و رودخانه تلخ ، در نزديكى معدن نفط سياه و قير ، دو فرسخ بيشتر شمالى قريه ديور بهم پيوسته رودخانه ديور شود و چون در قلعه شيخ رامهرمز به رودخانه سلطان‌آباد رامهرمز پيوندد آن را رودخانه جراحى گويند . رودخانهء رامجرد : آبش شيرين و گواراست . آب رودخانه كام فيروز و آب رودخانه شول كام فيروز در قريه صغاد كام فيروز به هم پيوسته رودخانه رامجرد شود و در نزديكى چم شير كام فيروز ، بندى بر اين رودخانه بسته ، آبش بلند شده ، دهات رامجرد را آب دهد و زيادتى آن بعد از چند فرسخ نزديك قريه عماد آباد مرودشت ، به رودخانه پرواب مرودشت پيوسته رودخانه كربال شود و بند رامجرد از زمان نادر شاهى و افغان شكسته است و ضابط بلوك رامجرد به آبادى و تعمير اين بند ، رضا ندهد براى آنكه در اول هر سالى وجه نقدى از ملاك دهات رامجرد دريافت كرده ، صرف معيشت خود كند و چندين هزار نفر عمله از رعاياى رامجرد را گرفته ، بندى از خاشاك و چوب و گل چون عهد منافق ، بر اين وضع مىبندد كه چوبهاى سه چهار ذرعى به چوبهاى دو ذرعى به اين شكل وصل كنند ، پس پايه كوتاه را در پيش استقامت و پايه ديگر را در دنبال اندكى در زمين رودخانه فرو برند و دورى هريك از ديگرى به اندازه ذرعى قرار دهند و آنها را خرپايه گويند پس خار و خاشاك بر سينه آنها گذارند ، پس خاك بر خاشاك ريخته استوار دارند پس چون آب رودخانه به اين تدبير بلند شود در نهر اعظم ريزد ، پس به نهرهاى كوچك ميانه دهات قسمت شود و بيشتر از سالها در اواخر بهار كه موقع آبيارى شتوى و كشت صيفى است ، اين بند چون عهد منافق شكسته و زراعت بلوك رامجرد ضايع گردد و باز بر منوال اول سال وجهى نقد از ملاك و چندين هزار نفر عمله از دهات گرفته بعد از چهل پنجاه روز دوباره بند را استوار دارند و در هر شكست و بستى سودى براى ضابط و زيانى براى ملاك عايد گردد كه گفته‌اند :
تغارى بشكند ماستى بريزد * جهان گردد به كام كاسه ليسان
رودخانهء رودبار داراب : آبش شيرين و گوارا از چشمه رودبال ايج اصطهبانات است كه آن را چشمه رودبار نيز گويند ، در قريه دهكستان داراب به رودخانه شاهيجان آميخته ، رودخانه خسو گردد . رودخانهء رود حله دشتستان : آبش مايل به شورى است . چون رودخانه زيراه به ناحيه رود حله رسد آن را رودخانه رود حله و رود سفيد گويند به فرسخى جنوبى قريه رستمى ناحيه ، رود حله در جائى كه آن را سر شط گويند ، داخل درياى فارس گردد . رودخانهء ريزدشتى : آبش شيرين و گواراست . آب چشمه هفت چاه قريه جم گله‌دار به آب چشمه برم مشهدى ناحيه بردستان دشتى پيوسته چون به قريه ريز از ناحيه بردستان رسد رودخانه