ابو الوردى در توپخانه مباركه ، به منصب سرهنگى سرافراز است و كلانترى اينالو در هر وقتى در طايفهاى بود مانند آنكه سالها رحيم خان قورت به كلانترى اينالو برقرار بود و مدتى پسرش معصوم خان قورت كلانتر اينالو گرديد و مدتى ديگر كلب على بيك سركلو به كلانترى سرافراز بود و چندين سال عالىجاه عباس قلى خان ولد شاه نظر خان ولد رحيم خان قورت به كلانترى برقرار بود و از سال 1293 عالىجاه باقر خان بلاغى تاكنون به كلانترى ايل اينالو برقرار است و باقر خان ابا عن جد ، مباشر و مستوفى ايل اينالو بود . در خاطر نگارندهء اين فارسنامه ناصرى است كه از 45 سال پيش تاكنون كه سال به 1304 رسيده است معيشت و زندگانى طوايف اينالو از دزدى و راهزنى و غارت در صفحات فارس و كرمان و يزد بود و گاهى كه از جانب حكومت فارس مؤاخذه و بازخواستى بود ، به دزدى و غارت نواحى كرمان و يزد قناعت مىنمودند و از سال 1293 به عزم و حزم جزم حضرت اشرف و الا معتمد الدوله حاجى فرهاد ميرزا ادام اللّه عمره و اهتمام جناب ميرزا على محمد خان قوام الملك شيرازى ، حال آنها به درستكارى كشيد و متمردين آنها به سياست رسيدند و بازماندگان طوعا و كرها بر سر فرمانبرى آمدند و بيشتر آنها در صحراى قره بلاغ فسا كه براى كشت و زرع ديمى و زراعت تنباكو و خشخاش و پنبه از آب گاو چاه ، از بيشتر جاهاى فارس ، بهتر است توقف كرده مشغول كشت و زراعت شدهاند و در زمستان و بهار و تابستان و پائيز از آن صحرا تجاوز نكنند و سال به سال بر زراعت كارى آنها افزوده است بهجاى جوقهاى غارتگر و راهزن جماعت زوار عتبات عاليات و مشهد مقدس بلكه مكه معظمه و مدينه طيبه روانه مقصد شوند و در عوض فوجهاى سرباز و چريك كه هرساله بر سر آنها براى تاختوتاز و استرداد اموال دزدى مأمور بودند ، كاروانهاى سوداگران در ميان آنها به امنيت و اطمينان تردد كنند ، قدر نعمت را دانسته از خيالات فاسد گذشتهاند و ايل اينالو بر چند تيره قسمت شدهاند مانند :
( 1 ) - ابو الوردى ( 2 ) - اسلام لو ( 3 ) - افشار اوشاغى ( 4 ) - امير حاجيلو ( 5 ) - ايرانشاهى ( 6 ) - بلاغى ( 7 ) - بيات ( 8 ) - چهارده چريك ( 9 ) - چيان ( 10 ) - دادبگلو ( 11 ) - دهو ( 12 ) - ديندارلو ( 13 ) - رئيس بگلو ( 14 ) - زرند قلى ( 15 ) - زنگنه ( 16 ) - سركلو ( 17 ) - سكز ( 18 ) - قورت ( 19 ) - قورت بگلو ( 20 ) - قره قره ( 21 ) - چغى لو ( 22 ) - كرائى ( 23 ) - گوك پر ؛
غلام حسين خان شاهيسون ، سرتيپ توپخانه مباركه ، ولد الصدق حسين خان شهاب الملك مىگفت : در زمان شاه عباس كه بعضى از ايلات شاهيسون شدند ، اجداد من با طايفه خود از ايل گوكپر ، برخاسته شاهيسون شدند يعنى شاهدوست .
( 24 ) - محمود بگلو ( 25 ) - باغم لو .
ايل باصرى « 1 » قشلاق آنها بلوك سروستان و كربال و كوار و ييلاق آنها بلوك ارسنجان و كمين است ، از زمان دولت صفويه حكومت و ضابطى اين ايل ، ضميمه حكومت ايل عرب بود و چون نوبت ضابطى به مير مهدى خان عرب شيبانى رسيد ، او را دو نفر پسر بود حكومت ايل عرب را به مير سليم خان كه پسر بزرگ او بود واگذاشت و ضابطى ايل باصرى را به مير شفيع خان
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بيشتر رجوع شود به ايرانشهر ج 1 ، ص 153 .