دو فقره ديگر به تركى و اسيرى « 1 » است اما نه ترجمه دو فقره اول .
ترجمه خطوط ميخى تخت جمشيد متعلق به دارا : ( نمره 1 ) : بزرگ هرمزد كه بزرگترين خداست ، داريوش را پادشاه كرده و مملكت به دو باز گذاشته و از توفيق اوست كه داريوش پادشاه است « 2 » .
چنين گويد پادشاه داريوش . اين ملك فارس كه هرمز به من عطا كرده ، نيكو و بسيار آب و پرجمعيت است ، به لطف هرمزد من كه داريوش هستم از هيچ مملكتى باك ندارم « 3 » .
چنين گويد داريوش پادشاه ، هرمزد و خداهاى كلان به من مدد كنند و اين مملكت را هرمزد از تاخت و آفت حاصل و دروغ محفوظ بداراد و دشمنى به اينسو نيايد همچنان قشون و آفت و دروغ . اين عنايت را من درخواست مىكنم از هرمزد خداى بزرگ ، باشد هرمزد و خداهاى بزرگ اين آرزو را قبول كنند « 4 » .
( نمره 2 ) : منم داريوش ، پادشاه بزرگ ، پادشاه پادشاهان ، پادشاه اين زمين پرجمعيت پسر ويشتاسپ آكميندى ، چنين گويد پادشاه داريوش ، به تفضل اورمزد است كه من پادشاه اين ممالك و لشكر فارسم كه از من مىترسند و به من باج مىدهند يعنى اهل شوش و اهل ميديا و اهل بابل و اعراب و اسيريان و مصريان و ارامنه و اهل كاپادوس ، اسپاردا و يونان و جزاير يونان و اين ممالك در مشرق اهل ساگادتى ، اهل خراسان زارانكاز اهل آريا و باختر و سغد و خوارزم و ساتاگيد ( : افغانستان ) و اراخور و هند و كاندرا و سكاز و مكاز « 5 » . چنين گويد داريوش پادشاه : اگر مىخواهى ( از هيچكسى نمىخواهم بلرزم ) پس حفظ كن اين لشكر پارس را اگر لشكر پارس در حفظ باشد ، اقبال از براى ديرتر وقتى ( ظ ) دوام خواهد يافت و بر اين كلان توجه خواهد كرد اى خدا « 6 » ،
هامش
( 1 ) . خطوط به عيلامى و بابلى است . در متن ( اسيرى ) را به جاى ( آشورى ) به كار برده است .
( 2 ) . رلف نورمن شارپ اين متن را چنين ترجمه كرده است : ( اهورامزداى بزرگ ، بزرگترين خدايان ، او داريوش را شاه آفريد ، او به وى شاهى را ارزانى فرمود و به خواست او داريوش شاه است ) . فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 75 .
( 3 ) . در ترجمه رلف نورمن شارپ چنين است : ( داريوش شاه گويد : اين كشور پارس كه اهورامزدا به من ارزانى فرمود ، زيبا ، داراى اسبان خوب ، داراى مردان خوب است . بخواست اهورمزدا و به خواست من داريوش شاه ، ( اين كشور ) از ديگرى نمىترسد ) . فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 75 .
( 4 ) . ( داريوش شاه گويد : اهورمزدا مرا يارى كناد با خدايان خاندان سلطنتى و اين كشور را اهورمزدا از دشمن ، خشكسالى و از دروغ محفوظ داراد به اين كشور نيايد نه دشمن نه خشكسالى نه دروغ . اين را ( چون ) بركتى من از اهورمزدا با خدايان خاندان سلطنتى درخواست مىكنم . اين را به من ( چون ) بركتى اهورمزدا با خدايان خاندان سلطنتى بدهاد . فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 75 .
( 5 ) . ( من داريوش شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه كشورهاى بسيار ، پسر ويشتاسپ هخامنشى ( هستم ) ، داريوش شاه گويد بخواست اهورمزدا اين ( است ) كشورهائى كه من با اين مردم پارسى از آن خود كردم كه از من ترسيدند ، به من باج دادند : خوزستان ، ماد ، بابل ، عربستان ، آشور ، مصر ، ارمنستان ، كپدوكيه ، سارد ، يونانيها آنهائيكه ( ساكن ) خشكى و آنهائيكه ( ساكن ) دريا ( هستند ) و كشورهاى ماوراى دريا اسگرت ، پرثو ، زرك ، هرات ، بلخ ، سغد ، خوارزم ، ث ت گوش ، رخج ، هند ، گدار ، سكائيها ، مك ) . فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 77 .
( 6 ) . ( داريوش شاه گويد اگر چنين فكر كنى كه از ديگرى نترسم ، اين مردم پارسى را محفوظ دار ، اگر مردم پارسى محفوظ باشند از اين پس تا ديرترين ( زمان ) شادى ناگسستنى اين ، از اهورا بر اين خاندان سلطنتى فرو خواهد رسيد ) . فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 77 .