تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1424

مساهمون:

ص١٤٢٤
نودوران « 1 » : 1 فرسخ و نيم بيشتر مغرب « كوشك » است . هارونى : 1 فرسخ و نيم ميانه شمال و مغرب « كوشك » است .

[ 48 ] - بلوك قونقرى « 2 »

ميانه شمال و مشرق شيراز ، از سردسيرات فارس است ، درازى آن از قريه « شاه ابو القاسم » تا قريه « شاه آباد » 16 فرسخ ، پهناى آن از 2 فرسخ تا 4 فرسخ . محدود است « 3 » از جانب مشرق به بلوك سرچاهان و بوانات و از سمت شمال باز به بلوك بوانات و ابرقوه و از طرف مغرب به نواحى سرحد چهاردانگه و از جانب جنوب به بلوك مشهد مرغاب و كمين . انواع شكارها جز دراج ، در اين بلوك فراوان است ، كشت و زرعش از آب رودخانه قونقرى و چشمه‌سار است ، اهالى اين بلوك طايفه « خلج » است كه در اصل ترك بوده ، در دهات اين بلوك توطن كرده ، املاك آن را تصاحب نموده‌اند و تاكنون زبان آنها به تركى باقى است و از صد سال پيشتر ، گروهى از اين طايفه خلج در اطاعت حاجى على قلى بيك خلج درآمده ، او را بزرگتر و كلانتر خود نمودند و گروهى ديگر مهدى بيك خلج را رئيس خود قرار دادند و بعد از وفات مهدى بيك ، خلف الصدقش ميرزا قاسم خان خلج به جاى پدر نشست و كلانتر نيمه‌اى از طايفه خلج گشت و كارش رونقى گرفت و داماد جانىخان ايلخان قشقائى گرديد و به اين وسيله نيمه‌اى از بلوك بوانات و نيمه‌اى از املاك قونقرى را تصاحب نموده ، ضابط اين دو نيمه گرديد و چنان كه در گفتار اول اين فارسنامه گفته شد در سال 1240 و اند به فرمايش نواب اشرف و الا حسين على ميرزا ، از حليه بينائى عارى گرديد و چندين سال در كورى ، بزرگيها نمود و در سال 1280 و اند وفات يافت و پسرش حاج عباس قلى خان گاهى به ضابطى تمام بلوك قونقرى و گاهى به كلانترى نيمهء اين بلوك اشتغال دارد و او را چندين نفر پسر است : حاجى محمد على خان و حسين خان و مرتضى قلى خان و امير قلى خان و على قلى خان خلج ، همه در عنفوان جوانى باقيند و نواده ميرزا قاسم خان خلج محمد هادى خان پسر محمد جعفر خان پسر ميرزا قاسم خان در قريهء سوريان بوانات توطن كرده ، از املاك موروثه خود معيشتى مىنمايد و بعد از وفات حاجى على قلى بيگ خلج كه كلانترى نيمهء طايفه خلج را داشت ، پسرش موسى بيگ به جاى پدر ، مادام زندگانى به كلانترى نيمه‌اى از اين طايفه برقرار بود و بعد از وفات او پسرش حاجى اسمعيل بيگ به جاى پدر برقرار است و مدتهاست كه دو قصبه براى اين بلوك قرار داده‌اند : اول آنها قريه « عباس آباد » است كه خانه و منزل حاجى عباس قلى خان ضابط و كلانتر قونقرى و ديگرى « قاضيان » است كه جاى نشيمن حاجى اسمعيل بيگ است و چون قريه « قاضيان » در كنارهء راه شيراز به اصفهان افتاده و از « عباس آباد » مشهورتر گشته ، آن را قصبه قونقرى قرار داديم و اين قصبه نزديك به 30 فرسخ از شيراز دور افتاده است و اين بلوك
هامش
( 1 ) . ( نودران ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 312 . ( 2 ) . ( قن‌قرى ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 273 . دهخدا : قونقورى . ( 3 ) . ( محدود است از شمال به آباده ، از جنوب به دهستان آباده طشك ، و از مشرق به بوانات ، از مغرب به دهستان چهار - دانگه و كمين و مرغاب ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 268 .