اشعار فارسى و عربى و تواريخ ، تسلطى تمام داشت و مادام عمر در كارهاى ديوانى مداخلتى ننمود و به آسايش و احترام تمام معيشتى به وسعت نمود و هر روزه و شبه ، سفرهء طعامش براى صادر و وارد گسترده ، جماعتى را اطعام مىنمود و بر اين منوال بساط زندگانى را برچيد و در سال 1288 وفات يافت و از مآثر او باغ « محمود آباد » در جانب جنوبى قصبه فساست و او را سه نفر پسر است :
اول آنها ، سلاله سادات ميرزا يوسف ، در سال 1266 متولد شده ، معيشتى لايق از املاك موروثه خود دارد .
پسر دويم و سيم مغفرت مآب ميرزا زين العابدين ، سلالهء سادات ميرزا محمود خان « 1 » و ميرزا قاسم خان در سال 1272 و 73 [ 12 ] متولد شدهاند . ميرزا محمود خان علاوه بر محاسن اخلاق به زيور شاعرى آراسته است و در اشعار « نعمت » تخلص دارد و اين چند بيت از اوست :
مرا زين بيش بودى سخت انكار * كه سرو آرد گل و سنبل ، همى بار
و لكن باورم گشت و مسلم * چو ديدم قامت و زلف و رخ يار
چهسان تاب آورم در هجر دلبر * شكيبا چون شوم بىروى دلدار
نيابد نوش كس بىآفت نيش * نچيند گل كسى بىزحمت خار
اگر بودى به دوران يوسف مصر * به جان و دل ترا گشتى خريدار
ترا با نيكوان نسبت نباشد * كه فرق از جان بود تا نقش ديوار
به غير از چشم و ابرويت كه ديده است * كماندارى كند پيوسته بيمار
مرا بارى است بر دل از غم تو * بيا و از دلم اين بار بردار
دلت را از دل « نعمت » خبر نيست * بود آزاد فارغ از گرفتار
[ و ] اين رباعيات از اوست :
از فر بهار شد جهان رشك بهشت * وز گريهء ابر گشت خندان لب كشت
كام دل خود از مى و معشوقه بگير * ز آن پيش كه برزنند از خاك تو خشت
هامش
( 1 ) . ميرزاى نعمت از شاعران مشهور قرن سيزدهم هجرى ايران است و بيشتر تذكرهنويسان و مورخين اين زمان از او نام برده و شاعرى او را ستودهاند علاوه بر آنچه در فارسنامه ناصرى آمده است ، فرصت الدوله در آثار العجم از او ياد مىكند و در فسا شبى را در خانه او مىگذراند و او را شخصى خوشاخلاق ، كثير الوفاق ، صاحب مقامات عاليه و داراى كمالات صوريه مىداند و تغزل و قطعهاى از او در كتاب خويش مىآورد . او ايام شباب را در شيراز گذرانيد و با خانواده وصال دوستى بسيار داشت ، او سفرهائى به خارج از ايران كرد : نخست به بمبئى رفت و سفرش از 4 جمادى الثانى 1309 آغاز شد ، سفر ديگر او به عشق آباد ، بخارا و سمرقند بود كه از 21 ربيع الاول 1312 آغاز شد .
اشعار نعمت در ديوان غزليات و چند دفتر ديگر فراهم آمده است كه همه نسخهء خط شاعر است ، غزليات در روى كاغذ آبى رنگ فرنگى تحرير شده و در اختيار استاد معظم جناب دكتر عبد الوهاب نورانى وصال است ، دوم دفتر مطايبات است كه به نام مكاتبات محمودى ناميده شده است ، سوم جنگى است در مطايبات ، و چهارم دفترى است مشتمل بر چند مثنوى در حسب حال كه متعلق به جناب دكتر نورانى وصال است . مثنوى گنج زر هم در سال 1330 به حليه طبع آراسته شده و مرحوم ابو الحسن فروغى بر آن مقدمهاى نوشته است و آن را داراى ارزشى بيش از در دريا و گوهر كان دانسته است و موضوع آن درباره انتونى و كليپاتره است ( با استفاده از يادداشتهاى استاد معظم جناب دكتر نورانى وصال ) . و ر ك : آثار العجم ، ص 87 ، و دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج 4 ، ص 691 تا 703 . ديوان نعمت را مصحح اين كتاب ، تصحيح كرده و دستاندركار انتشار آن است .