گل برافروخته رخ ، سرو برافراخته قد * سار ، سر كرده نوا ، فاخته بنواخته چنگ
تازه گلها شده در باغ شكفته ز صبا * همگى لون به لون و همگى رنگبهرنگ
همه خندان ، همه چابك ، همه چست * همه رعنا ، همه زيبا ، همه شوخ و همه شنگ
« افزر » از گرمسيرات فارس در جانب جنوبى شيراز افتاده است ، درازى آن از « نيم ده » تا « تنگ گله » چهار فرسخ و نيم ، پهناى آن از « منگنو » تا « كردل » دو فرسخ و نيم . نخل و ليمو و نارنگى و نارنج را به نيكوئى پروراند . آب زراعت بيشتر اين بلوك از رودخانه « كارزين » است . زراعت آن گندم و جو و پنبه و شلتوك و تنباكو است ، مدتهاست اين بلوك از آبادى ، افتاده است و ايلات قشقائى ، زراعت مختصرى كنند و منفعت كمى برند . نخلستانش بىنخل و بساتينش بىدرخت . محدود است از جانب مشرق به بلوك جويم و بنارو از سمت شمال به بلوك قير و كارزين و از مغرب به محال اربعه و از طرف جنوب به بلوك خنج و قصبه آن بلوك قريهء « نيم ده » است . به مسافت سى و پنج فرسخ از شيراز دور افتاده است . و در زمان قديم علما و بزرگان از افزر برخاسته « 1 » است :
شيخ على بن محمد بن عبد اللّه طبيب افزرى : كه تاكنون شرح تصريف افزرى در ميانه اهل علوم مشهور است .
و مانند عميد الدين اسعد افزرى « 2 » : عالمى فاضل و اديبى كامل در فنون علميه و اشعار عربى و فارسى استاد بود و مدتى به وزارت اتابك سعد بن زنگى اشتغال داشت و بعد از وفات اتابك سعد در اول سلطنت اتابك ابو بكر بن اتابك سعد ، چندى به وزارت او اقدام نمود و حضرت اتابكى براى وحشتى كه از او در خاطر داشت او را و تاج الدين محمد پسر او را در قلعهء اشكنوان ابرج كه شرح حالش در ذيل عنوان قلعهها بيايد ، محبوس فرمود و قصيده حبسيه كه در كتب ادبيه مندرج و مطلعش اين است :
من يبلغن حمامات ببطحاء * ممتعات بسلسال و خضراء « 3 »
بفرمود و چون قلم و دواتى حاضر نداشت تاج الدين محمد تمام قصيده را بر ديوار محبس نگاشت و اين دو بيتى فارسى ، گفته به حضرت اتابكى بفرستاد و فايده نداد :
اى وارث تاج و ملكت و افسر سعد * بخشاى خداى را به جان و سر سعد
بر من كه چو نام خويشتن تا هستم * همچون الف ايستادهام بر سر سعد « 4 »
در سال 624 در قلعه اشكنوان به رحمت ايزدى پيوست .
و اين بلوك مشتمل است بر دوازده قريه :
آب گرم : نيم فرسخ مغربى « نيم ده » است .
هامش
( 1 ) . در متن : ( برخواسته ) .
( 2 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 222 و 223 .
( 3 ) . در حاشيه ص 224 ، آثار العجم ، اين بيت چنين معنى شده است : كه مىرساند كبوتران بطحاء را كه برخوردارند به آب خوشگوار و گياه سبز .
( 4 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 224 .