بهجاى پدر به وعظ و نصيحت خلايق پرداخت و او را سه نفر پسر بود كه هريك در مواعظ و نصايح خلق ، نادرهء عصر خود بودند :
عالى جنابان حاجى ملا على واعظ و ملا عبد الغنى واعظ و ملا عبد المولى واعظ ، در مراتب علميه نيز سرآمد اقران بودند .
و خلفان صدق ملا عبد الغنى عاليجناب : ملا يحيى صدر و عالى جناب ، كمالات اكتساب :
حاجى ملا امين واعظ ، در مبادى حال ، آوازهء آوازش بر منابر گوشزد خاص و عام گرديده هزاران مستمع در گرد منبر وعظش مجتمع مىشدند و چند سال است به مرض بحة الصوت « 1 » مبتلا گشته ، ساكن دار الخلافه طهران است و خلف الصدق مرحوم ملا عبد المولى است :
عالى جناب ، فضايل و كمالات اكتساب ، وحيد زمان و فريد اوان ، ناصحپذيرندگان « 2 » به مواعظ جميله و واعظ شنوندگان به نصايح جليله حاجى ميرزا محمد باقر واعظ در سال 1253 متولد شده ، كسب كمالات علميه نموده ، شهره « 3 » آفاق گشته است .
و از اعيان اين قصبه است سلسله ملا على شاه ابا عن جد به امامت مسجد جامع برقرار بودهاند . جز ملا حسين اصطهباناتى « 4 » كه طبعش از امامت و نماز رميده ، در پى امور ديوانى افتاده ، هرگز سودى نبرده است ، بلكه گاهى مردم را گرفتار كند و گاهى گرفتار مردم شود و خلف الصدقش :
عالى جناب ميرزا هدايت تأسى به پدر خود نموده [ است ] .
و از اعيان اين قصبه است : سلسله قاضىها ، جد آنها عالى جناب قاضى محسن است كه به زيور علم و فتوى زينت داشته است .
و خلف الصدقش قاضى حسين بعد از پدر خود به قضاوت و حكم شرعى در ميانه مردم برقرار بود .
و خلف الصدقش جناب مستطاب اعلم افضل اهل زمان قاضى عبد الصمد سالها رنج مسافرت برده ، تحصيل كمالات علميه نمود و پيرامون « 5 » عمل قضاوت نگرديد و در سال 1291 وفات يافت .
و خلف الصدقش : عالى جناب قاضى حسين در اول عنفوان جوانى است .
و از اعاظم علماى اين قصبه ، بلكه اعظم علماى عالم است : علامه على الاطلاق ، وارث مناصب فضلا به استحقاق ، اعلم علما بالاتفاق ، فاضل ممجد محمد بن محمد مشهور به ملا شاه محمد اصطهباناتى . مولانا محمد مؤمن شيرازى در كتاب طيف الخيال نوشته است : فرا - گرفتم بسيارى از احاديث و تفاسير و اصناف علوم حكمت طبيعى و الهى و رياضى از هيئت و نجوم و مجسطى و موسيقى و اكرات و متوسطات ، در مدت مديده از نمونه حكما و خاتمه فضلا ، ثقة الاسلام ، علامه اوحد ، مولانا شاه محمد اصطهباناتى . سالها در شيراز به نشر علوم اشتغال
هامش
( 1 ) . بحة الصوت : گرفتگى آواز ، از حدود الامراض ( آنندراج ) .
( 2 ) . در متن : ( پزيرندگان ) .
( 3 ) . در متن : ( شهرت ) .
( 4 ) . در متن ( اصطهبانى ) - و ر ك : وقايع اتفاقيه ، ص 170 و 216 و 261 .
( 5 ) . در متن : ( پيرامان ) .