تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 2164

مساهمون:

ص٢١٦٤
كتب و شروح مشهور و معتبر مىباشد . حكمت ، تحصيلات علوم قديمه را در مدرسهء منصوريهء شيراز گذرانيد و از محضر استادان و روحانيون و ادباى بزرگ آن روزگار در شيراز ، بهره‌ها برگرفت و زبان و ادبيات فارسى و عربى را نيك بياموخت . در همين ايام ، يك ثلث از كلام الله مجيد را به حفظ داشت و سپس كه به طهران آمد ، ثلثى ديگر از قرآن را به حافظهء خويش سپرد و ثلث آخر را در هنگام ادامهء تحصيل در پاريس ، از بر نمود و تمامت قرآن را در حفظ سپرد . در تهران ، فقه و معقول را نزد مرحوم ميرزا طاهر تنكابنى فرا گرفت و از كالج دكتر جردن ، به اخذ دانشنامه نائل شد ؛ سپس در سال 1297 ه . ش . ، به خدمت وزارت معارف درآمد و پس از چندى ، به رياست كل معارف رسيد و در همان حال به تدريس ادامه مىداد . علاقهء استاد به تدريس ، به حدى بود كه هيچگاه - حتى در ايامى كه عهده‌دار وزارت بود - جلسهء درس خود را ترك نمىكرد . در سال 1309 ه . ش . ، براى تكميل مطالعات خود ، به فرانسه و انگلستان عزيمت كرد و در سال 1311 ، از دانشكدهء ادبيات پاريس ، درجهء ليسانس گرفت و چون در شهريور 1312 به سمت كفالت وزارت معارف انتخاب شد ، به تهران بازگشت و در سال 1313 ، به سمت وزارت رسيد و در هر مرحله ، منشاء خدمات و آثارى شد كه قابل احصا نيست . خدمات او ، بالاخص به معارف و فرهنگ كشور ، براى كسانى كه با دانش و ادب سروكار دارند ، محتاج بيان نيست : احداث دهها مؤسسهء آموزشى از دانشگاه گرفته تا دبستان كه در رأس آنها دانشگاه تهران قرار دارد ، تجديد بناى آرامگاه‌هاى بزرگان علم و ادب نظير سعدى ، حافظ ، ابن سينا ، و . . . تشكيل موزهء ايران باستان ، موزهء مردم‌شناسى ، فرهنگستان ، دار المعلمين عالى ، موزه‌هاى آستان قدس رضوى و حضرت معصومه ( ع ) و تأسيس كتابخانهء ملى و كتابخانه‌هاى ديگر در سطح كشور ، احداث ورزشگاه‌هايى از قبيل ورزشگاه امجديه و دهها بناى فرهنگى و آموزشى ديگر ، از جمله آثار كوشش اين دانشمند بزرگ در توسعهء علم و معرفت است . علاوه بر آثار و ابنيهء علمى و آموزشى ، حكمت ، در نشر كتب علمى و معارف اسلامى ، همتى زايد الوصف داشت ؛ مكرر در اوراق و صفحات كتب دانشمندان معاصر مىبينيم كه از تشويق و ترغيب استاد حكمت در تأليف و ترجمهء سودمند ياد كرده‌اند . خود استاد در تأليف و ترجمه و طبع كتب ، سرمشق ديگران بود . كسانى كه با محضر استاد آشنا بودند ، مىدانند كه هركسى به آن استاد وارد مىشود ، او را در حال نوشتن يا مطالعه مىديد