ستردم از ورق فلسفى به گزلك عشق
1511
ستيزه به جائى رساند سخن
1300
محرمى بايد كه پيغامى برد
724
سخن از خلد و كوثر تا كى شيخ
1083
سخن كز وحى يعنى از سروش جام جم خيزد
1284
سراسر ناف آهو ، بيد مشكش
1266
سران ملك پيراهن دريدند
329
سربلندى ، خاكسارى با هنرور كردن است
1394
سر بنهم به پاى تو
989
سر به سر در فارسنامه گفتمى
1675
سر تبه افكنده من از غم خموش
512
سرخى گل به سبز ميدانى
1234
سر در خطر است نيست بازى كارى
66 ، 283
سرشتش شد از زشتكاران جدا
1504
سرشك سرخ و رخ زرد و نالهء دل پر درد
1510
سر كوى تو بهشت است و به تحقيق تو حور
1025
سر مىنهم به خار مغيلان به جاى پاى
1100 ح 1
سرور اهل عمايم شمع جمع انجمن
679
سروش دوش به گوش دلم چنين مىگفت
920
سرو كز سايه بادبانه زده
1236
سروى به قد گلى به رخ و نرگسى به چشم
1512
سر هفته را كرد آهنگ رى
142 ، 156
سزاوار لشكركشى هرچه هست
1584
سزد به عهد تو در مهد راحت ارغنونم
1077
سزد كه از همه دليران ستانى باج
69 ، 79 ، 95 ، 514
سزد كه موش پلنگى كند به شادى از آنكه
1077
سطح هامون از رياحين همچو سقف آسمان
1566
سعادت به بخشايش داور است
67 ، 301
سعدى اگر عاشقى كنى
117
سعديا مرد نكونام نميرد هرگز
77 ، 223
سفر گزيدى و كردى بهانه حب وطن
1087
سقى الله بزمگاه مى ، كه خندد جام و نالد ، نى
1509
سكندر بيامد به اصطخر پارس
147
سكه بر زد كرد نام سلطنت را در جهان
538
سگ پاسبان كويت چو برهنه پاى ديدم
1013