بيگناهان را تقصير آنكه حوالهجات و حقوق ديوانى را معطل داشتهاند با پاهاى مجروح و چشمهاى نابينا به زجر و عقوبت رهسپر راه عدم مىنمودند ، پس محصلان را به تهمت طمعكارى و اخذ مهلتانه در معرض مصادره آورده « 1 » ، نوبت ابواب « 2 » بر فراز بام نام ايشان كوفته گشته ، اين وجه را از آنها مىخواستند و اين محصلان به همين منوال در زير چوب اقرار به گناه و خيانت خود نموده مستوجب عقاب مىشدند و سه نفر از خدا بىخبر « 3 » ، سهپايه اوجاق كيوانشان بلكه چهار ركن ايوان دولت مثلثبنيان ساخته بود كه آنچه به زبان الهام بيان يا بهخاطر وحى ترجمان شاهنشاهى مىگذاشت فى الفور ، زبانها را به تصديق و تحسين و مدح و آفرين آن نادره - كار سحرآفرين نغمهسرا و نوپرداز
« ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
« 4 » مىساختند و اين اعمال به هيچ وجه اطفاى حرارت نادرى را نكرده ، نايرهء بيداد را به حدى اشتداد داد كه چند نفر هندو و ارمنى و مسلمان « 5 » را در ميدان نقشجهان اصفهان ، آتش افروخته ، بسوختند .
در محرم « 6 » سال 1160 كه از اصفهان به جانب خراسان مىرفت ، به هر مملكت كه وارد مىگشت كلهمنارى از رؤس رؤسا و ضعفاى بيگناه ترتيب مىداد و در اين اثنا ، اهالى سيستان سر از اطاعت باز زدند و عليقلى خان پسر ابراهيم خان « 7 » برادر شاهنشاهى به اتفاق طهماسب خان - جلاير سردار كابل مأمور به تنبيه آن جماعت گشته ، مقارن آن حال ، عمال آن سركار كه به پاى حساب آمده بودند ، از شدت ضرب و شتم نادرى ، دروغها بر هم سرشته ، صد الف نادرى به نام على قلى خان و پنجاه الف به نام طهماسب خان ، ابواب « 8 » نوشتند و محصلان به تحصيل اين وجه ، مأمور و به سرعت روانه گشتند ، على قلى خان چون مىدانست كه غدر و انكار را در حريم خاطر نادرى ، بارى نيست با سيستانيان ساخته ، آغاز مخالفت را نمود ، چون طهماسب خان را با خود موافق نديد او را مسموم نموده ، رايت استبداد برافراخته ، داعيهء خود را به اطراف ممالك منتشر ساخت و جماعتى كه از سطوت نادرى كناره كرده بودند به اعلان تمرد پرداخته ، در مقام طغيان شدند از آن جمله اكراد خبوشان « 9 » بودند كه يكباره ترك اطاعت كرده ، بناى سركشى را
هامش
( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 424 .
( 2 ) . غايت حساب .
( 3 ) . متاسفانه اين سه نفر به خوبى شناخته نشدند - ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 799 .
( 4 ) . سورهء النجم ، آيه 3 و 4 : ( و سخن نمىگويد از هوى ، نيست او جز وحى ، كه وحى كرده شد ) .
( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 800 .
( 6 ) . در جهانگشاى نادرى ، ص 424 : ( در دهم محرم ) .
( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 424 .
( 8 ) . در اصطلاح دفتر وجوه مطالبه است كه از روى آن به اهل عمال مؤاخذه كنند . ( آنندراج ) ابواب و ابواب كردن : به معنى مؤاخذه كردن و به پاى حساب درآوردن است اسماعيل ايما گويد :از هر درى درآمد بستم درى به رويش * كى مدعى تواند ابواب كرد ما را( مصطلحات الشعرا )
به نقل از روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص ( ط ) ، و ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 424 .
( 9 ) . نام ديگر قوچان .