تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

خصوصيات صرفى و نحوى فارسنامه ناصرى

1 - استعمال ضمير « او » به جاى « آن » :

« . . . و اصفهان و اعمال او را مسجد مسلمانى كنم . . . » ( گفتار اول - وقايع سال 369 ) « . . . تو به مملكت فارس رفته و پادشاه او را ديده‌اى . . . » ( وقايع سال 369 - گفتار اول )

2 - استعمال ياء استمرارى :

« . . . شاگردان فقير را با ابناء ملوك فرق ننهادى و فرزندان خويش را بر دوستان درويش ترجيح ندادى . . . هر جامه كه دوختندى ، پوشيدى . . . و هرچه از خزانه غيب رسيدى صرف فرمودى و چون تمام گشتى وام نمودى . . . » ( گفتار دوم - محله سرباغ شيراز ) « . . . خط نسخ‌تعليق و شكسته را خوش نوشتى كه به خط استادان اين دو خط مشتبه شدى و گاهى در تقاضاى ضبط ناحيه و بلوكى نشدى . . . » ( محله سرباغ شيراز - گفتار دوم )

3 - فاصله بين اجزاء فعل مركب :

« . . . ناچار پناه به بارگاه سلطان اوليا شيخ مرشد ابو اسحق برده ، درها را بستند . . . » ( وقايع سال 662 - گفتار اول ) « . . . پس عود به رى نمود . . . » ( وقايع سال 365 - گفتار اول )

4 - بكاربردن وجه وصفى :

به كرات به عنوان يكى از خصوصيات عمدهء نثر دوره قاجار : « . . . پس عرضه داشت كه چون اين غلام از راه دور آمده و به كارى بزرگ مأمور گشته . . . هم سپاه را سان ديده و هم ارادت‌كيشى سپاه خراسان را فهميده ، مزيد قوت و اجراى خدمت خواهد بود . . . » ( وقايع سال 1145 - گفتار اول ) « . . . دشمن مغرور است و جمعيتش پرزور ، در برابر ما نشسته و . . . به قلعه ايروان و زنگى پيوسته اگر فتورى در عزم و رزم ما شود از همه‌جا بسته ، پس توكل به قوت ايزدى بايد نمود . . . » « . . . على مراد خان گرفتار گشته به حضور همايونى رسيده است و پايش را بريده ، چشمهاى او را كنده ، وفات يافت . . . » ( وقايع سال 1149 - گفتار اول )

5 - حذف اجزاء جمله چون فاعل ، مسند اليه ، مفعول ، مسند ، متمم فعل ، حروف اضافه ، نشانه و ربط :

« . . . پس تمامت گرفتاران رومى را مرخص فرموده ، خرجى راه داده ، بدرقه همراه نموده ،